titillating

[ایالات متحده]/ˈtɪt.ɪ.leɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɪt.ɪ.leɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایجاد حس سوزن سوزن شدن؛ تحریک هیجان
v. شکل حال استمراری از titillate؛ به تمسخر کشیدن؛ تحریک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

titillating conversation

گفتگوی جذاب

titillating story

داستان جذاب

titillating experience

تجربه جذاب

titillating content

محتوای جذاب

titillating idea

ایده جذاب

titillating performance

اجرای جذاب

titillating film

فیلم جذاب

titillating novel

رمان جذاب

titillating game

بازی جذاب

titillating rumor

شایعه جذاب

جملات نمونه

the novel was filled with titillating plot twists.

رمان مملو از پیچش‌های داستانی جذاب بود.

she found the conversation titillating and engaging.

او مکالمه را جذاب و گیرا یافت.

the documentary offered a titillating glimpse into the secret lives of celebrities.

مستند نگاهی جذاب به زندگی مخفیانه مشاهیر ارائه کرد.

his titillating remarks kept the audience entertained.

اظهارات جذاب او مخاطبان را سرگرم نگه داشت.

the art exhibit featured titillating pieces that challenged perceptions.

نمایشگاه هنری آثار جذابی را به نمایش گذاشت که تصورات را به چالش می‌کشید.

they enjoyed a titillating discussion about politics.

آنها از یک بحث جذاب در مورد سیاست لذت بردند.

the movie was criticized for its titillating content.

فیلم به دلیل محتوای جذابش مورد انتقاد قرار گرفت.

her titillating stories about travel captivated everyone.

داستان‌های جذاب او درباره سفر، همه را مجذوب خود کرد.

the magazine is known for its titillating gossip columns.

این مجله به ستون‌های غایبه‌گویی جذابش معروف است.

he shared a titillating secret that intrigued his friends.

او یک راز جذاب را با دوستانش به اشتراک گذاشت که آن‌ها را کنجکاو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید