titivated

[ایالات متحده]/ˈtɪtɪveɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈtɪtɪˌveɪtɪd/

ترجمه

v. خود را یا چیزی را جذاب‌تر کردن؛ زینت دادن یا تزیین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

titivated look

ظاهر آراسته

titivated style

سبک آراسته

titivated appearance

ظاهر آراسته

titivated outfit

لباس آراسته

titivated space

فضای آراسته

titivated design

طراحی آراسته

titivated event

رویداد آراسته

titivated setting

محیط آراسته

titivated presentation

ارائه آراسته

titivated decor

دکور آراسته

جملات نمونه

the garden was beautifully titivated for the party.

باغ برای مهمانی به زیبایی تزئین شده بود.

she titivated her appearance before the interview.

او قبل از مصاحبه، ظاهر خود را آراستگی بخشید.

the room was titivated with fresh flowers and candles.

اتاق با گل‌های تازه و شمع تزئین شده بود.

they titivated the old furniture to give it a new look.

آنها وسایل قدیمی را آراستگی بخشیدند تا به آن ها ظاهری جدید بدهند.

before the event, she titivated her hairstyle.

قبل از رویداد، او مدل موهایش را آراستگی بخشید.

he always titivates his car before a road trip.

او همیشه قبل از یک سفر جاده‌ای، ماشین خود را آراستگی بخشید.

the website was titivated to improve user experience.

وب سایت برای بهبود تجربه کاربر، آراستگی داده شد.

she titivated her resume to make it more appealing.

او رزومه خود را آراستگی بخشید تا آن را جذاب تر کند.

they titivated the event space with colorful decorations.

آنها فضای رویداد را با دکوراسیون رنگارنگ تزئین کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید