tittered

[ایالات متحده]/ˈtɪtə(r)d/
[بریتانیا]/ˈtɪtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی یا به طور عصبی خندیدن

عبارات و ترکیب‌ها

they tittered

آنها خندیدند

she tittered softly

او به آرامی خندید

he tittered nervously

او با اضطراب خندید

the crowd tittered

مخاطبان خندیدند

tittered with glee

با خوشحالی خندیدند

they tittered together

آنها با هم خندیدند

tittered in response

در پاسخ خندیدند

she tittered quietly

او به طور خفه خندید

he tittered awkwardly

او به طرز دست و پا چلفتی خندید

جملات نمونه

the children tittered at the funny clown.

کودکان در مقابل شعبده‌باز خنده‌دار خندیدند.

she tittered nervously during the presentation.

او در حین ارائه به طرز عصبی خندید.

the audience tittered at the comedian's jokes.

مخاطبان در مقابل شوخی‌های کمدین خندیدند.

they tittered among themselves during the meeting.

آنها در حین جلسه در میان خودشان خندیدند.

he tittered at the absurdity of the situation.

او در مقابل پوچ بودن وضعیت خندید.

the girls tittered at the boy's clumsiness.

دختران در مقابل دست و پا چلفتی پسر خندیدند.

she tittered when she saw the surprise party.

وقتی مهمانی غافلگیری را دید، خندید.

they tittered at the silly dance moves.

آنها در مقابل حرکات رقص احمقانه خندیدند.

the group tittered at the unexpected twist in the story.

گروه در مقابل پیچش غیرمنتظره داستان خندید.

he tittered with embarrassment after tripping.

بعد از زمین خوردن، با خجالت خندید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید