tittles

[ایالات متحده]/ˈtɪt(ə)l/
[بریتانیا]/ˈtɪt(ə)l/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نماد کوچک یا نقطه؛ مقدار کمی؛ یک مقدار کوچک؛ یک نقطه کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

tittle tattle

نکته‌گویی

tittle of text

عنوان متن

tittle case

حالت عنوان

tittle mark

علامت نقطه

tittle point

نقطه

tittle dot

نقطه

tittle font

فونت نقطه

tittle line

خط نقطه

tittle style

سبک نقطه

tittle text

متن نقطه

جملات نمونه

the tittle of the book caught my attention.

عنوان کتاب توجه من را جلب کرد.

can you tell me the tittle of the movie?

آیا می توانید به من بگویید عنوان فیلم چیست؟

the tittle was written in bold letters.

عنوان با حروف برجسته نوشته شده بود.

he changed the tittle to make it more appealing.

او عنوان را تغییر داد تا جذاب تر به نظر برسد.

the tittle of the article was misleading.

عنوان مقاله گمراه کننده بود.

i need to check the tittle before submitting.

من باید قبل از ارسال عنوان را بررسی کنم.

the tittle of her presentation was very creative.

عنوان ارائه او بسیار خلاقانه بود.

he asked for the tittle of the report.

او درخواست عنوان گزارش را کرد.

the tittle reflects the main theme of the essay.

عنوان نمایانگر موضوع اصلی مقاله است.

make sure the tittle is relevant to the content.

مطمئن شوید که عنوان با محتوا مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید