tittupped

[ایالات متحده]/ˈtɪtʌpt/
[بریتانیا]/ˈtɪtʌpt/

ترجمه

vi. به طرز زنده رفتار کردن؛ پرش کردن؛ جست و خیز کردن؛ به آرامی دویدن (مانند یک اسب)
n. رفتار زنده؛ جست و خیز یا پرش؛ رفتار بی‌محتوا

عبارات و ترکیب‌ها

tittupped up

بالا رفتن

tittupped down

پایین رفتن

tittupped around

دور زدن

tittupped out

بیرون رفتن

tittupped over

روی چیزی رفتن

tittupped in

وارد شدن

tittupped away

دور شدن

tittupped back

برگشتن

tittupped forward

به جلو رفتن

tittupped together

همراه هم بودن

جملات نمونه

she tittupped around the garden, enjoying the flowers.

او در باغ با خوشحالی قدم زد و از گل‌ها لذت برد.

the children tittupped joyfully to the playground.

کودکان با خوشحالی به سمت زمین بازی قدم زدند.

he tittupped with excitement when he heard the good news.

وقتی خبرهای خوب را شنید، با هیجان قدم زد.

they tittupped down the street, singing happily.

آنها در حالی که با خوشحالی آواز می‌خواندند، در خیابان قدم زدند.

the puppy tittupped after its owner, eager for attention.

سگ بچه بعد از صاحبش قدم زد و مشتاق توجه بود.

she tittupped with her friends at the festival.

او با دوستانش در جشنواره قدم زد.

he tittupped across the stage during the performance.

او در طول اجرا روی صحنه قدم زد.

the little girl tittupped happily when she saw the balloons.

وقتی دختربچه بالن‌ها را دید، با خوشحالی قدم زد.

as the music played, they tittupped in time with the beat.

همزمان با پخش موسیقی، آنها با ریتم آهنگ قدم زدند.

after winning the game, he tittupped around the field.

بعد از بردن بازی، او در زمین چمن قدم زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید