titular

[ایالات متحده]/ˈtɪtjulə(r)/
[بریتانیا]/ˈtɪtʃələr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عنوان‌دار; موجود در نام یا تشریفات; مرتبط با عنوان
n. شخصی که تنها در نام یا شکل یک عنوان یا مقام را دارد

عبارات و ترکیب‌ها

titular character

شخصیت اصلی

titular head

رئیس مدعی

titular leader

رهبر مدعی

جملات نمونه

the work's titular song.

قطعه موسیقی با عنوان اثر

the titular head of the family.

رئیس نامدار خانواده

the titular role in a play.

نقش نامدار در یک نمایش

the titular head of state

رئیس نامدار کشور

the priests of the titular churches.

کشیشان کلیساهای نام‌گذاری‌شده.

a titular character of a novel

یک شخصیت عنوان‌دار در یک رمان

The Queen is titular head of the Church of England.

ملکه، رئیس نامدار کلیسای انگلستان است.

June 29th 1988: Formally elevated to the Cardinalate, his Titular Church being the Church of the Blessed Virgin of Mount Carmel at Mostacciano (Rome).

29 ژوئن 1988: رسماً به مقام کاردینالی منصوب شد، کلیسای نامدار او کلیسای باکره مقدس مرمرت کارمل در مستاکانو (رم) است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید