tolerator

[ایالات متحده]/[ˈtɒlərətə]/
[بریتانیا]/[ˈtɑːlərətə]/

ترجمه

n. شخصی که چیزی را تحمل می‌کند؛ کسی که چیزی را به دل نخواست قبول می‌کند.؛ شخصی که مهربان است.

عبارات و ترکیب‌ها

a patient tolerator

یک تحمل‌کننده بیمار

tolerator of pain

تحمل‌کننده درد

becoming a tolerator

شدن به یک تحمل‌کننده

tolerator's strength

قدرت تحمل‌کننده

tolerator at work

تحمل‌کننده در کار

tolerator's perspective

نگاه تحمل‌کننده

tolerator's role

نقش تحمل‌کننده

tolerator's life

زندگی تحمل‌کننده

tolerator's attitude

وضعیت تحمل‌کننده

tolerator in chief

تحمل‌کننده در ریاست

جملات نمونه

he was a lifelong tolerator of eccentric behavior in his friends.

او به طور مداوم به رفتارهای غیرمعمول دوستانش تحمل کننده بود.

as a tolerator of noise, she rarely complained about the construction.

به عنوان یک کسی که به سر و صدای زیاد تحمل کننده بود، او به ندرت در مورد ساخت و ساز شکایت می کرد.

the manager was a strict disciplinarian, but a surprising tolerator of minor mistakes.

مدیر یک فرد سخت گوش در زمینه دисیpline بود، اما به طور غیرمنتظره ای از اشتباهات کوچک تحمل کننده بود.

she's a patient tolerator of her children's endless questions.

او یک کسی است که به طور صبورانه به سوالات نامتناهی فرزندانش تحمل می کند.

he proved to be a keen observer, and a tolerant tolerator of different viewpoints.

او ثابت کرد که یک مشاهده گر حساس است و به نظرات مختلف تحمل کننده ای دارد.

despite his own strong opinions, he was a remarkable tolerator of opposing arguments.

با وجود نظرات قوی خود، او یک کسی بود که به طور قابل توجهی به استدلالات مخالف تحمل می کرد.

the company valued employees who were both skilled and tolerators of ambiguity.

شرکت کارکنانی را که هم مهارت داشتند و هم به ابهامات تحمل کننده بودند، ارزش می داد.

she's a natural tolerator of chaos, thriving in unpredictable environments.

او به طور طبیعی به فوضی تحمل کننده است و در محیط های غیرقابل پیش بینی به خوبی زندگی می کند.

he was a quiet tolerator of the office gossip, rarely getting involved.

او به طور خاموش به گپ‌های دفتر تحمل کننده بود و به ندرت در آنها مشارکت می کرد.

a good leader is often a tolerator of diverse opinions and approaches.

یک رهبر خوب اغلب به نظرات و رویکردهای متنوع تحمل کننده است.

she's a dedicated tolerator of long meetings and tedious presentations.

او به طور وفادار به جلسات طولانی و ارائه های خسته کننده تحمل کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید