tomentum

[ایالات متحده]/təˈmɛntəm/
[بریتانیا]/təˈmɛnəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نرم، پوشش یا لایه پرزدار؛ شبکه عروقی نازک‌مغز و قشر؛ لایه داخلی موی‌دار نازک‌مغز
Word Forms
جمعtomentums

عبارات و ترکیب‌ها

tomentum layer

لایه تومنتوم

tomentum tissue

بافت تومنتوم

tomentum growth

رشد تومنتوم

tomentum function

عملکرد تومنتوم

tomentum structure

ساختار تومنتوم

tomentum development

توسعه تومنتوم

tomentum analysis

تجزیه و تحلیل تومنتوم

tomentum characteristics

ویژگی‌های تومنتوم

tomentum properties

خواص تومنتوم

tomentum formation

تشکیل تومنتوم

جملات نمونه

the plant's tomentum helps to retain moisture.

پوشش تومنتوم گیاه به حفظ رطوبت کمک می‌کند.

some species have a dense tomentum on their leaves.

برخی از گونه‌ها دارای پوشش تومنتوم متراکم روی برگ‌های خود هستند.

the tomentum provides insulation against cold temperatures.

تومنتوم عایقی در برابر دمای پایین فراهم می‌کند.

tomentum can be found on many types of plants.

تومنتوم را می‌توان در بسیاری از انواع گیاهان یافت.

in botany, tomentum refers to a dense covering of hairs.

در گیاه‌شناسی، تومنتوم به معنای پوشش متراکم از موها است.

some animals have a tomentum that aids in camouflage.

برخی از حیوانات دارای تومنتومی هستند که به عنوان استتار کمک می‌کند.

the tomentum on the fruit helps to protect it from pests.

تومنتوم روی میوه به محافظت از آن در برابر آفات کمک می‌کند.

researchers study tomentum to understand plant adaptations.

محققان تومنتوم را برای درک سازگاری گیاهان مطالعه می‌کنند.

tomentum can affect how plants interact with their environment.

تومنتوم می‌تواند بر نحوه تعامل گیاهان با محیط زیست تأثیر بگذارد.

some flowers have a soft tomentum that attracts pollinators.

برخی از گل‌ها دارای تومنتوم نرمی هستند که حشرات گرده‌افشان را جذب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید