tomfools at play
بازی با بازیگوشان
tomfools unite
اتحاد بازیگوشان
beware of tomfools
مراقب بازیگوشان باشید
tomfools in charge
بازیگوشان مسئول هستند
no tomfools allowed
بازیگوشان مجاز نیستند
tomfools will play
بازیگوشان بازی خواهند کرد
tomfools abound
بازیگوشان فراوان هستند
stop the tomfools
بازیگوشان را متوقف کنید
tomfools in action
بازیگوشان در حال اقدام هستند
calling all tomfools
تمام بازیگوشان را فراخوانید
don't be such tomfools when making important decisions.
وقتی تصمیمات مهمی میگیرید، آدمهای احمق نباشید.
only tomfools would ignore the warning signs.
فقط آدمهای احمق علائم هشدار را نادیده میگیرند.
they acted like tomfools at the party, making everyone laugh.
آنها در مهمانی مثل آدمهای احمق رفتار کردند و همه را به خنده انداختند.
it's tomfools who think they can cheat the system.
آدمهای احمقی هستند که فکر میکنند میتوانند سیستم را فریب دهند.
his tomfoolery got him into trouble with the teacher.
مملکتیگری او باعث شد با معلم دچار مشکل شود.
stop acting like tomfools and take this seriously.
دست از انجام کارهای احمقانه بردارید و این را جدی بگیرید.
tomfools often find themselves in embarrassing situations.
آدمهای احمق اغلب خود را در موقعیتهای خجولکنندهای میبینند.
only tomfools would believe such ridiculous rumors.
فقط آدمهای احمق باور میکنند که چنین شایعات مضحکی وجود دارد.
his tomfool antics made the meeting more enjoyable.
رفتارهای احمقانه او باعث شد جلسه سرگرمکنندهتر شود.
let's not be tomfools and waste our time on this.
بیایید آدمهای احمق نباشیم و وقت خود را برای این هدر ندهیم.
tomfools at play
بازی با بازیگوشان
tomfools unite
اتحاد بازیگوشان
beware of tomfools
مراقب بازیگوشان باشید
tomfools in charge
بازیگوشان مسئول هستند
no tomfools allowed
بازیگوشان مجاز نیستند
tomfools will play
بازیگوشان بازی خواهند کرد
tomfools abound
بازیگوشان فراوان هستند
stop the tomfools
بازیگوشان را متوقف کنید
tomfools in action
بازیگوشان در حال اقدام هستند
calling all tomfools
تمام بازیگوشان را فراخوانید
don't be such tomfools when making important decisions.
وقتی تصمیمات مهمی میگیرید، آدمهای احمق نباشید.
only tomfools would ignore the warning signs.
فقط آدمهای احمق علائم هشدار را نادیده میگیرند.
they acted like tomfools at the party, making everyone laugh.
آنها در مهمانی مثل آدمهای احمق رفتار کردند و همه را به خنده انداختند.
it's tomfools who think they can cheat the system.
آدمهای احمقی هستند که فکر میکنند میتوانند سیستم را فریب دهند.
his tomfoolery got him into trouble with the teacher.
مملکتیگری او باعث شد با معلم دچار مشکل شود.
stop acting like tomfools and take this seriously.
دست از انجام کارهای احمقانه بردارید و این را جدی بگیرید.
tomfools often find themselves in embarrassing situations.
آدمهای احمق اغلب خود را در موقعیتهای خجولکنندهای میبینند.
only tomfools would believe such ridiculous rumors.
فقط آدمهای احمق باور میکنند که چنین شایعات مضحکی وجود دارد.
his tomfool antics made the meeting more enjoyable.
رفتارهای احمقانه او باعث شد جلسه سرگرمکنندهتر شود.
let's not be tomfools and waste our time on this.
بیایید آدمهای احمق نباشیم و وقت خود را برای این هدر ندهیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید