tommyrots

[ایالات متحده]/ˈtɒmiˌrɒts/
[بریتانیا]/ˈtɑːmiˌrɑːts/

ترجمه

n. سخنان احمقانه؛ حرف‌های بی‌معنی

عبارات و ترکیب‌ها

tommyrots nonsense

مزخرفات تامی روتس

pure tommyrots

تامى روتس خالص

stop tommyrots

متوقف کردن تامی روتس

tommyrots talk

صحبت‌های تامی روتس

complete tommyrots

تامى روتس کامل

that's tommyrots

آن تامی روتس است

tommyrots ideas

ایده‌های تامی روتس

tommyrots claims

ادعاهای تامی روتس

tommyrots opinion

نظر تامی روتس

utter tommyrots

تامى روتس محض

جملات نمونه

don't listen to those tommyrots.

به آن حرف‌های بی‌اساس گوش نده.

his excuses were nothing but tommyrots.

بهانه‌های او چیزی جز حرف‌های بی‌اساس نبودند.

she dismissed the rumors as pure tommyrots.

او شایعات را به عنوان حرف‌های بی‌اساس بدور کرد.

that theory is full of tommyrots.

آن تئوری پر از حرف‌های بی‌اساس است.

stop talking tommyrots and get to the point.

حرف‌های بی‌اساس نگو و به اصل مطلب برس.

his claims were proven to be tommyrots.

اثبات شد که ادعاهای او حرف‌های بی‌اساس بودند.

they were arguing over some tommyrots.

آنها در مورد برخی از حرف‌های بی‌اساس بحث می‌کردند.

it's hard to believe such tommyrots.

باور کردن چنین حرف‌های بی‌اساسی سخت است.

she often spouts tommyrots during meetings.

او اغلب در جلسات حرف‌های بی‌اساس می‌گوید.

his story was filled with tommyrots and exaggerations.

داستان او پر از حرف‌های بی‌اساس و اغراق بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید