tomograms

[ایالات متحده]/ˈtɒməʊɡræm/
[بریتانیا]/ˈtoʊməˌɡræm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تصویر اشعه ایکس تولید شده توسط توموگرافی

عبارات و ترکیب‌ها

ct tomogram

توموگرافی سی‌تی

mri tomogram

توموگرافی ام‌آرآی

tomogram analysis

تجزیه و تحلیل توموگرام

digital tomogram

توموگرام دیجیتال

cross-sectional tomogram

توموگرام مقطعی

tomogram imaging

تصویربرداری توموگرام

3d tomogram

توموگرام سه بعدی

tomogram reconstruction

بازسازی توموگرام

functional tomogram

توموگرام عملکردی

tomogram report

گزارش توموگرام

جملات نمونه

the doctor reviewed the tomogram to identify any abnormalities.

پزشک تومورگرافی را برای شناسایی هرگونه ناهنجاری بررسی کرد.

she needed a tomogram to assess the condition of her lungs.

او برای ارزیابی وضعیت ریه هایش به یک توومورگرافی نیاز داشت.

the tomogram showed a clear image of the brain's structure.

تومورگرافی تصویری واضح از ساختار مغز نشان داد.

they used a tomogram to guide the surgery effectively.

آنها از توومورگرافی برای هدایت مؤثر جراحی استفاده کردند.

after the tomogram, the patient felt relieved about the results.

پس از توومورگرافی، بیمار در مورد نتایج احساس راحتی کرد.

the technician explained how the tomogram was taken.

تکنسین توضیح داد که توومورگرافی چگونه گرفته شد.

using a tomogram can greatly improve diagnostic accuracy.

استفاده از توومورگرافی می تواند دقت تشخیص را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.

the latest tomogram technology has advanced significantly.

فناوری توومورگرافی جدید به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

he scheduled a tomogram to check for any signs of disease.

او یک توومورگرافی برای بررسی علائم بیماری برنامه ریزی کرد.

the results of the tomogram were discussed with the medical team.

نتایج توومورگرافی با تیم پزشکی مورد بحث قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید