tonges

[ایالات متحده]/tʌŋz/
[بریتانیا]/tʌŋz/

ترجمه

n. جمع tonge؛ یک نام خانوادگی از مبدأ انگلیسی

جملات نمونه

sometimes your mother tongue can prevent you from learning new tongues effectively.

گاهی زبان مادری شما می‌تواند از یادگیری زبان‌های جدید به طور مؤثر جلوگیری کند.

his comment about her cooking was just a slip of the tongue.

نظر او دربارهٔ پخت و پزشکی او یک اشتباه زبانی بود.

she made a tongue-in-cheek remark about his terrible driving skills.

او دربارهٔ مهارت‌های راندن بد او یک نظر با لبخند گذاشت.

the little girl stood tongue-tied when the principal asked her a question.

کودک کوچک وقتی که رئیس مدرسه از او سوال کرد، ناتوان از گفتن کلام شد.

politicians with silver tongues can convince people to support almost any policy.

سیاستمداران با زبان طلایی می‌توانند مردم را به حمایت از تقریباً هر سیاستی تشویق کنند.

her sharp tongue hurt many colleagues during the difficult project.

زبان تیز او در طول پروژه‌ای دشوار بسیاری از همکاران را آسیب رساند.

some believers claim they can speak in unknown tongues during prayer.

برخی باورگزاران می‌گویند که در زمان نماز می‌توانند در زبان‌های ناشناخته سخن بگویند.

my tongue froze when i saw the huge spider crawling across my desk.

وقتی من یک پارچه بزرگ را روی میز خود دیدم، زبان من یخ زد.

the marketplace buzzed with many different tongues from around the world.

بازار با زبان‌های مختلف از سراسر جهان پر از حیات بود.

his tongues started wagging rapidly when he became excited about the news.

وقتی از خبر خوشحال شد، زبان‌های او شروع به حرکت سریع کردن کرد.

the tongues of fire danced in the ancient religious artwork.

زبان‌های آتش در آثار مذهبی باستانی رقصیدند.

learning to express emotions in a foreign tongue takes years of practice.

یادگیری بیان احساسات در یک زبان خارجی نیاز به سال‌ها تمرین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید