tonsuring

[ایالات متحده]/ˈtʌnʃərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʌnʃərɪŋ/

ترجمه

v. عمل بریدن مو، به ویژه در زمینه مذهبی

عبارات و ترکیب‌ها

tonsuring practice

عمل تراشیدن مو

tonsuring ceremony

آیین تراشیدن مو

tonsuring event

برگزاری تراشیدن مو

tonsuring ritual

مناسک تراشیدن مو

tonsuring tradition

رسوم تراشیدن مو

tonsuring style

سبک تراشیدن مو

tonsuring process

فرآیند تراشیدن مو

tonsuring significance

اهمیت تراشیدن مو

tonsuring history

تاریخچه تراشیدن مو

tonsuring guidelines

دستورالعمل‌های تراشیدن مو

جملات نمونه

he is considering tonsuring as part of his spiritual journey.

او در حال بررسی عمل حلق کردن به عنوان بخشی از سفر معنوی خود است.

the monk performed the tonsuring ceremony with great reverence.

راهب مراسم حلق کردن را با احترام فراوان انجام داد.

tonsuring is a common practice in many religious traditions.

حلق کردن یک عمل رایج در بسیاری از سنت های مذهبی است.

after tonsuring, he felt a sense of renewal and clarity.

پس از حلق کردن، او احساس تجدید حیات و وضوح کرد.

the community gathered to witness the tonsuring of the young novice.

جامعه برای تماشای حلق کردن جوان نوید جمع شد.

tonsuring symbolizes a commitment to a new way of life.

حلق کردن نماد تعهد به یک راه زندگی جدید است.

she decided on tonsuring as a way to let go of her past.

او تصمیم گرفت حلق کردن را به عنوان راهی برای رها کردن گذشته خود انتخاب کند.

the ritual of tonsuring is often accompanied by prayers and blessings.

آیین حلق کردن اغلب با دعاها و برکات همراه است.

his friends supported him during the tonsuring ceremony.

دوستانش در طول مراسم حلق کردن از او حمایت کردند.

tonsuring is often seen as a rite of passage in some cultures.

حلق کردن اغلب به عنوان یک آیین عبور در برخی از فرهنگ ها دیده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید