toolroom equipment
تجهیزات اتاق ابزار
toolroom management
مدیریت اتاق ابزار
toolroom layout
چیدمان اتاق ابزار
toolroom safety
ایمنی اتاق ابزار
toolroom supplies
تدارکات اتاق ابزار
toolroom maintenance
نگهداری اتاق ابزار
toolroom inventory
موجودی اتاق ابزار
toolroom technician
تکنسین اتاق ابزار
toolroom operations
عملیات اتاق ابزار
toolroom procedures
روش های اتاق ابزار
the toolroom is well-organized for efficiency.
اتاق ابزار به خوبی برای افزایش کارایی سازماندهی شده است.
we need to stock the toolroom with new equipment.
ما نیاز داریم اتاق ابزار را با تجهیزات جدید پر کنیم.
he spent hours working in the toolroom.
او ساعت ها در اتاق ابزار کار کرد.
the toolroom is essential for our manufacturing process.
اتاق ابزار برای فرآیند تولید ما ضروری است.
make sure to clean the toolroom after use.
مطمئن شوید که بعد از استفاده اتاق ابزار را تمیز کنید.
they installed new lighting in the toolroom.
آنها نورپردازی جدیدی در اتاق ابزار نصب کردند.
the toolroom supervisor conducts regular inspections.
سرپرست اتاق ابزار بازرسی های منظم انجام می دهد.
we found the missing tools in the toolroom.
ما ابزارهای گمشده را در اتاق ابزار پیدا کردیم.
training is required before entering the toolroom.
قبل از ورود به اتاق ابزار آموزش اجباری است.
the toolroom houses a variety of machinery.
اتاق ابزار دارای انواع مختلف ماشین آلات است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید