toolroom

[ایالات متحده]/ˈtuːlruːm/
[بریتانیا]/ˈtuːlruːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاقی که ابزارها در آن نگهداری می‌شوند; کارگاهی برای ساخت یا تعمیر ابزارها

عبارات و ترکیب‌ها

toolroom equipment

تجهیزات اتاق ابزار

toolroom management

مدیریت اتاق ابزار

toolroom layout

چیدمان اتاق ابزار

toolroom safety

ایمنی اتاق ابزار

toolroom supplies

تدارکات اتاق ابزار

toolroom maintenance

نگهداری اتاق ابزار

toolroom inventory

موجودی اتاق ابزار

toolroom technician

تکنسین اتاق ابزار

toolroom operations

عملیات اتاق ابزار

toolroom procedures

روش های اتاق ابزار

جملات نمونه

the toolroom is well-organized for efficiency.

اتاق ابزار به خوبی برای افزایش کارایی سازماندهی شده است.

we need to stock the toolroom with new equipment.

ما نیاز داریم اتاق ابزار را با تجهیزات جدید پر کنیم.

he spent hours working in the toolroom.

او ساعت ها در اتاق ابزار کار کرد.

the toolroom is essential for our manufacturing process.

اتاق ابزار برای فرآیند تولید ما ضروری است.

make sure to clean the toolroom after use.

مطمئن شوید که بعد از استفاده اتاق ابزار را تمیز کنید.

they installed new lighting in the toolroom.

آنها نورپردازی جدیدی در اتاق ابزار نصب کردند.

the toolroom supervisor conducts regular inspections.

سرپرست اتاق ابزار بازرسی های منظم انجام می دهد.

we found the missing tools in the toolroom.

ما ابزارهای گمشده را در اتاق ابزار پیدا کردیم.

training is required before entering the toolroom.

قبل از ورود به اتاق ابزار آموزش اجباری است.

the toolroom houses a variety of machinery.

اتاق ابزار دارای انواع مختلف ماشین آلات است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید