toothpicks

[ایالات متحده]/ˈtuːθpɪks/
[بریتانیا]/ˈtuθˌpɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چوبک‌های کوچک استفاده شده برای پاک کردن غذا از بین دندان‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

pick up toothpicks

برداشتن خلال دندان

toothpicks in jar

خلال دندان در شیشه

toothpicks for appetizers

خلال دندان برای پیش غذا

toothpicks and cheese

خلال دندان و پنیر

toothpicks on table

خلال دندان روی میز

toothpicks in box

خلال دندان در جعبه

toothpicks for party

خلال دندان برای مهمانی

toothpicks for snacks

خلال دندان برای میان وعده

toothpicks with olives

خلال دندان با زیتون

toothpicks in holder

خلال دندان در نگهدارنده

جملات نمونه

he used toothpicks to clean his teeth after the meal.

او از خلال دندان برای تمیز کردن دندان‌هایش بعد از غذا استفاده کرد.

toothpicks are often provided at restaurants for customers.

در رستوران‌ها اغلب خلال دندان برای مشتریان ارائه می‌شود.

she decorated the cake with toothpicks and colorful flags.

او کیک را با خلال دندان و پرچم‌های رنگارنگ تزئین کرد.

toothpicks can be used to test if a cake is done.

می‌توان از خلال دندان برای تست پخت کیک استفاده کرد.

he picked up a toothpick to remove food from his teeth.

او یک خلال دندان برداشت تا غذا را از دندان‌هایش خارج کند.

toothpicks are a handy tool for many cooking tasks.

خلال دندان یک ابزار مفید برای بسیاری از کارهای آشپزی است.

she used toothpicks to hold the sandwich together.

او از خلال دندان برای نگه داشتن ساندویچ استفاده کرد.

don't forget to take toothpicks with you when you go camping.

هنگامی که برای کمپینگ می‌روید، خلال دندان را با خود نبرید.

he made a miniature model using toothpicks and glue.

او با استفاده از خلال دندان و چسب یک مدل کوچک ساخت.

toothpicks can also be used for arts and crafts projects.

می‌توان از خلال دندان برای پروژه‌های هنری و صنایع دستی نیز استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید