topknot

[ایالات متحده]/'tɒpnɒt/
[بریتانیا]/ˈtɑpˌnɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تزئین سر; موی جمع شده; تاج پرنده.
Word Forms
جمعtopknots

جملات نمونه

She tied her hair up in a topknot for the yoga class.

او موهایش را به صورت گیس بسته برای کلاس یوگا.

The samurai warrior wore a topknot as part of his traditional attire.

سامورایی به عنوان بخشی از لباس سنتی خود گیس بسته می پوشید.

The dancer's topknot added an elegant touch to her performance.

گیس بسته رقصنده ظرافت خاصی به اجرای او بخشید.

He secured the topknot with a colorful ribbon.

او گیس بسته را با یک روبان رنگارنگ محکم کرد.

In some cultures, a topknot symbolizes status and authority.

در برخی فرهنگ‌ها، گیس بسته نشان‌دهنده مقام و اقتدار است.

The geisha's intricate topknot was a work of art in itself.

گیس بسته پیچیده گیشا به خودی خود یک اثر هنری بود.

The bride adorned her topknot with delicate flowers for the wedding ceremony.

عروس گیس بسته خود را با گل‌های ظریف برای مراسم عروسی تزئین کرد.

The topknot hairstyle has made a comeback in the fashion industry.

مد مدل گیس بسته دوباره در صنعت مد مورد توجه قرار گرفته است.

The actor's character in the period drama sported a traditional topknot.

شخصیت بازیگر در درام تاریخی یک گیس بسته سنتی داشت.

The stylist recommended a topknot for a quick and chic look.

استایلیست یک گیس بسته را برای یک ظاهر سریع و شیک توصیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید