torchlights

[ایالات متحده]/'tɔːtʃlaɪt/
[بریتانیا]/'tɔrtʃlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوری که توسط یک مشعل ساطع می‌شود.

جملات نمونه

She used a torchlight to find her way in the dark cave.

او از نورافکن برای پیدا کردن مسیرش در غار تاریک استفاده کرد.

The hiker always carries a torchlight for emergencies.

گردشگر همیشه برای مواقع اضطراری یک نورافکن همراه دارد.

The power outage forced us to rely on torchlight to see.

قطع برق ما را مجبور کرد به نورافکن برای دیدن تکیه کنیم.

He pointed the torchlight towards the ceiling to inspect for any damage.

او نورافکن را به سمت سقف نشانه گرفت تا از نظر آسیب بررسی کند.

The campers used a torchlight to roast marshmallows over the campfire.

مسافران از نورافکن برای برشته کردن marshmallows روی آتش استفاده کردند.

I keep a torchlight by my bedside in case of a power outage.

من در کنار تختخوابم یک نورافکن در صورت قطع برق نگه می‌دارم.

The search party used torchlights to scan the area for any signs of the missing hiker.

گروه جستجو از نورافکن‌ها برای اسکن منطقه به دنبال نشانه‌های کوهنورد گمشده استفاده کرد.

The cave explorer's torchlight illuminated the ancient drawings on the walls.

نورافکن کاوشگر غار نقاشی‌های باستانی روی دیوارها را روشن کرد.

During the blackout, the entire neighborhood was lit up by torchlights.

در طول قطعی برق، کل محله با نورافکن‌ها روشن شد.

The security guard patrols the premises with a powerful torchlight.

نگهبان امنیتی با یک نورافکن قوی در محوطه گشت می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید