toro

[ایالات متحده]/ˈtɔːrəʊ/
[بریتانیا]/ˈtɔroʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(گاو مورد استفاده در گاوبازی); گاو; تورو
Word Forms
جمعtoros

عبارات و ترکیب‌ها

toro rosso

گاو سرخ

toro bravo

گاو خشمگین

toro loco

گاو دیوانه

toro verde

گاو سبز

toro de fuego

گاو آتش

toro de lidia

گاو گاوباز

toro de agua

گاو آب

toro en pie

گاو ایستاده

toro de oro

گاو طلایی

toro de plata

گاو نقره ای

جملات نمونه

he has a strong connection with his toro.

او ارتباط قوی با توروی خود دارد.

the toro is a symbol of strength in many cultures.

توروی در بسیاری از فرهنگ‌ها نماد قدرت است.

she raised a toro for the agricultural fair.

او یک تورو را برای نمایشگاه کشاورزی پرورش داد.

they admire the toro's powerful physique.

آنها بدنی قدرتمند تورو را تحسین می‌کنند.

the toro charges at the matador in the ring.

تورو با سرعت به سمت ماتادور در میدان می‌تازد.

in spain, the toro is an important part of tradition.

در اسپانیا، تورو بخشی مهم از سنت است.

he learned how to handle a toro safely.

او یاد گرفت که چگونه به طور ایمن با یک تورو برخورد کند.

many people enjoy watching toro fights.

بسیاری از مردم از تماشای مسابقات تورو لذت می‌برند.

the toro is known for its bravery.

تورو به خاطر شجاعت خود شناخته شده است.

she painted a beautiful picture of a toro in the sunset.

او یک نقاشی زیبا از یک تورو در هنگام غروب خورشید کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید