torridity

[ایالات متحده]/tɒˈrɪd.ɪ.ti/
[بریتانیا]/tɔːˈrɪd.ɪ.ti/

ترجمه

n. گرمای شدید یا گرما؛ کیفیت داغ و خشک بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

torridity index

شاخص گرما

torridity levels

سطوح گرما

extreme torridity

گرماي شدید

torridity effects

اثرات گرما

torridity conditions

شرایط گرما

high torridity

گرماي بالا

torridity warning

هشدار گرما

torridity threshold

حد آستانه گرما

torridity zone

منطقه گرما

torridity patterns

الگوهای گرما

جملات نمونه

the torridity of the summer made it hard to enjoy outdoor activities.

گرماي طاقت‌فرساي تابستان باعث شد از انجام فعالیت‌های فضای باز لذت نبرد.

he couldn't bear the torridity of the desert sun.

او نمی‌توانست تحمل گرماي طاقت‌فرساي آفتاب صحرا را تحمل کند.

the torridity of the climate affects local agriculture.

گرماي طاقت‌فرسا آب و هوا بر کشاورزی محلی تأثیر می‌گذارد.

many animals adapt to the torridity of their environment.

بسیاری از حیوانات با گرماي طاقت‌فرساي محیط خود سازگار می‌شوند.

the torridity in the room made it difficult to concentrate.

گرماي طاقت‌فرسا در اتاق باعث شد تمرکز کردن دشوار شود.

during the torridity of july, we often seek shade.

در طول گرماي طاقت‌فرساي ژوئیه، اغلب به دنبال سایه می‌گردیم.

she complained about the torridity while hiking.

او در حين پیاده‌روی از گرماي طاقت‌فرسا شکایت کرد.

the torridity of the afternoon sun was overwhelming.

گرماي طاقت‌فرساي آفتاب بعد از ظهر طاقت‌فرسا بود.

tourists flock to the beach to escape the torridity.

گردشگران برای فرار از گرماي طاقت‌فرسا به سمت ساحل هجوم می‌برند.

in the torridity of the tropics, hydration is essential.

در گرماي طاقت‌فرساي مناطق استوایی، هیدراتاسیون ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید