torsos

[ایالات متحده]/ˈtɔːsəʊz/
[بریتانیا]/ˈtɔrsoʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تنه بدن انسان؛ مجسمه‌های تنه انسان؛ آثار ناتمام

عبارات و ترکیب‌ها

bare torsos

بدن برهنه

muscular torsos

بدن‌های عضلانی

painted torsos

بدن‌های رنگ شده

sculpted torsos

بدن‌های مجسمه ای

naked torsos

بدن‌های برهنه

strong torsos

بدن‌های قوی

toned torsos

بدن‌های خوش‌فرم

athletic torsos

بدن‌های ورزشی

exposed torsos

بدن‌های نمایان

muscle torsos

بدن‌های عضلانی

جملات نمونه

many artists paint torsos to capture the beauty of the human form.

بسیاری از هنرمندان قسم بالاتنی انسان را برای به تصویر کشیدن زیبایی اندام انسان نقاشی می‌کنند.

the fitness class focused on strengthening the torsos of the participants.

کلاس تناسب اندام بر تقویت قسم بالاتنی شرکت کنندگان تمرکز داشت.

in anatomy class, we studied the structure of human torsos.

در کلاس آناتومی، ما ساختار قسمت بالاتنی انسان را مطالعه کردیم.

the sculpture featured torsos that were intricately detailed.

مجسمه دارای قسم بالاتنی بود که به طور پیچیده ای طراحی شده بود.

yoga helps improve flexibility and strength in the torsos.

یوگا به بهبود انعطاف پذیری و قدرت در قسمت بالاتنی کمک می کند.

during the competition, the athletes showcased their toned torsos.

در طول مسابقه، ورزشکاران قسمت بالاتنی خوش فرم خود را به نمایش گذاشتند.

some fashion designs highlight the elegance of torsos.

برخی از طرح های مد بر روی ظرافت قسمت بالاتنی تاکید دارند.

photographers often capture torsos in artistic poses.

عکاسان اغلب قسمت بالاتنی را در حالت های هنری به تصویر می کشند.

bodybuilders work hard to develop their torsos.

بدنسازان سخت تلاش می کنند تا قسمت بالاتنی خود را توسعه دهند.

in dance, the movement of torsos is essential for expression.

در رقص، حرکت قسمت بالاتنی برای بیان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید