tortious conduct
رفتار غیرقانونی
tortious act
اقدام غیرقانونی
tortious interference
تداخل غیرقانونی
tortious liability
مسئولیت غیرقانونی
tortious behavior
رفتار غیرقانونی
One day, wearing KNIE baboosh that is suppose to be tortious,riding a bicycle that is full of rust, i floundered along the ZHONGHUANGXI road with elegance.
یک روز، با پوشیدن کفشهای بابوش KNIE که قرار بود دردناک باشند، سوار بر دوچرخهای که پر از زنگ زدگی بود، با ظرافت در امتداد جاده ZHONGHUANGXI به جلو حرکت کردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید