tortious

[ایالات متحده]/'tɔːʃəs/
[بریتانیا]/'tɔrʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل یک عمل نادرست، رفتار غیرقانونی

عبارات و ترکیب‌ها

tortious conduct

رفتار غیرقانونی

tortious act

اقدام غیرقانونی

tortious interference

تداخل غیرقانونی

tortious liability

مسئولیت غیرقانونی

tortious behavior

رفتار غیرقانونی

جملات نمونه

One day, wearing KNIE baboosh that is suppose to be tortious,riding a bicycle that is full of rust, i floundered along the ZHONGHUANGXI road with elegance.

یک روز، با پوشیدن کفش‌های بابوش KNIE که قرار بود دردناک باشند، سوار بر دوچرخه‌ای که پر از زنگ زدگی بود، با ظرافت در امتداد جاده ZHONGHUANGXI به جلو حرکت کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید