toted

[ایالات متحده]/təʊtɪd/
[بریتانیا]/toʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته tote

عبارات و ترکیب‌ها

toted bag

کیف حمل کرد

toted around

دور و بر حمل کرد

toted items

وسایل حمل کرد

toted gear

تجهیزات حمل کرد

toted supplies

تدارکات حمل کرد

toted essentials

وسایل ضروری حمل کرد

toted goods

کالاها حمل کرد

toted belongings

دارایی‌ها حمل کرد

toted equipment

تجهیزات حمل کرد

toted tools

ابزارها حمل کرد

جملات نمونه

she toted her books to class every day.

او هر روز کتاب‌هایش را به کلاس می‌برد.

he toted the heavy backpack up the hill.

او کوله‌پشتی سنگین را بالای تپه حمل کرد.

they toted the supplies for the picnic.

آنها لوازم پیک‌نیک را حمل کردند.

she toted her camera around the city.

او دوربینش را در اطراف شهر حمل کرد.

he toted his guitar to the beach.

او گیتارش را به ساحل برد.

we toted our luggage to the hotel.

ما چمدان‌هایمان را به هتل بردیم.

she toted her lunch in a reusable bag.

او ناهارش را در یک کیسه قابل استفاده حمل کرد.

he toted the groceries home after shopping.

او بعد از خرید مواد غذایی را به خانه برد.

they toted the decorations for the party.

آنها وسایل تزئینی را برای مهمانی حمل کردند.

she toted her dog to the vet for a check-up.

او سگش را برای معاینه به دامپزشکی برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید