toting bags
حمل کردن کیسهها
toting groceries
حمل کردن مواد غذایی
toting gear
حمل کردن تجهیزات
toting kids
حمل کردن بچهها
toting tools
حمل کردن ابزارها
toting supplies
حمل کردن لوازم
toting books
حمل کردن کتابها
toting luggage
حمل کردن چمدان
toting a camera
حمل کردن دوربین
toting equipment
حمل کردن تجهیزات
she was toting a heavy backpack for the hike.
او یک کولهپشتی سنگین برای پیادهروی به همراه داشت.
he enjoys toting his camera everywhere he goes.
او از حمل دوربینش همه جا لذت میبرد.
the kids were toting their toys to the park.
کودکان اسباببازیهایشان را به پارک میبردند.
she was toting a basket full of groceries.
او یک سبد پر از مواد غذایی به همراه داشت.
he was toting a guitar at the music festival.
او یک گیتار را در جشنواره موسیقی به همراه داشت.
they were toting their surfboards to the beach.
آنها تختههای موجسواری خود را به سمت ساحل میبردند.
she was toting a stack of books to the library.
او مجموعهای از کتابها را به سمت کتابخانه میبرد.
he was toting a briefcase full of documents.
او یک کیف دستی پر از اسناد را به همراه داشت.
they were toting camping gear for the weekend trip.
آنها وسایل کمپینگ را برای سفر آخر هفته به همراه داشتند.
she was toting a large umbrella on the rainy day.
او یک چتر بزرگ در روز بارانی به همراه داشت.
toting bags
حمل کردن کیسهها
toting groceries
حمل کردن مواد غذایی
toting gear
حمل کردن تجهیزات
toting kids
حمل کردن بچهها
toting tools
حمل کردن ابزارها
toting supplies
حمل کردن لوازم
toting books
حمل کردن کتابها
toting luggage
حمل کردن چمدان
toting a camera
حمل کردن دوربین
toting equipment
حمل کردن تجهیزات
she was toting a heavy backpack for the hike.
او یک کولهپشتی سنگین برای پیادهروی به همراه داشت.
he enjoys toting his camera everywhere he goes.
او از حمل دوربینش همه جا لذت میبرد.
the kids were toting their toys to the park.
کودکان اسباببازیهایشان را به پارک میبردند.
she was toting a basket full of groceries.
او یک سبد پر از مواد غذایی به همراه داشت.
he was toting a guitar at the music festival.
او یک گیتار را در جشنواره موسیقی به همراه داشت.
they were toting their surfboards to the beach.
آنها تختههای موجسواری خود را به سمت ساحل میبردند.
she was toting a stack of books to the library.
او مجموعهای از کتابها را به سمت کتابخانه میبرد.
he was toting a briefcase full of documents.
او یک کیف دستی پر از اسناد را به همراه داشت.
they were toting camping gear for the weekend trip.
آنها وسایل کمپینگ را برای سفر آخر هفته به همراه داشتند.
she was toting a large umbrella on the rainy day.
او یک چتر بزرگ در روز بارانی به همراه داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید