toting

[ایالات متحده]/ˈtəʊtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtoʊtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حمل کردن یا نگه داشتن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

toting bags

حمل کردن کیسه‌ها

toting groceries

حمل کردن مواد غذایی

toting gear

حمل کردن تجهیزات

toting kids

حمل کردن بچه‌ها

toting tools

حمل کردن ابزارها

toting supplies

حمل کردن لوازم

toting books

حمل کردن کتاب‌ها

toting luggage

حمل کردن چمدان

toting a camera

حمل کردن دوربین

toting equipment

حمل کردن تجهیزات

جملات نمونه

she was toting a heavy backpack for the hike.

او یک کوله‌پشتی سنگین برای پیاده‌روی به همراه داشت.

he enjoys toting his camera everywhere he goes.

او از حمل دوربینش همه جا لذت می‌برد.

the kids were toting their toys to the park.

کودکان اسباب‌بازی‌هایشان را به پارک می‌بردند.

she was toting a basket full of groceries.

او یک سبد پر از مواد غذایی به همراه داشت.

he was toting a guitar at the music festival.

او یک گیتار را در جشنواره موسیقی به همراه داشت.

they were toting their surfboards to the beach.

آنها تخته‌های موج‌سواری خود را به سمت ساحل می‌بردند.

she was toting a stack of books to the library.

او مجموعه‌ای از کتاب‌ها را به سمت کتابخانه می‌برد.

he was toting a briefcase full of documents.

او یک کیف دستی پر از اسناد را به همراه داشت.

they were toting camping gear for the weekend trip.

آنها وسایل کمپینگ را برای سفر آخر هفته به همراه داشتند.

she was toting a large umbrella on the rainy day.

او یک چتر بزرگ در روز بارانی به همراه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید