touchier

[ایالات متحده]/ˈtʌtʃɪə/
[بریتانیا]/ˈtʌtʃiər/

ترجمه

adj. حساس‌تر یا به راحتی آزرده‌خاطر; دارای طبیعت ظریف یا دشوار; مستعد آزردگی; دشوار یا مشکل‌ساز

عبارات و ترکیب‌ها

touchier subject

موضوع حساس‌تر

touchier issue

مشکل حساس‌تر

touchier relationship

رابطه حساس‌تر

touchier topic

موضوع حساس‌تر

touchier situation

شرایط حساس‌تر

touchier matter

امر حساس‌تر

touchier point

نقطه حساس‌تر

touchier conversation

گفتگوی حساس‌تر

touchier area

منطقه حساس‌تر

touchier aspect

جنبه حساس‌تر

جملات نمونه

some topics are touchier than others in a conversation.

برخی موضوعات در یک مکالمه از سایرین حساس‌تر هستند.

he tends to be touchier when he's stressed.

وقتی استرس دارد، معمولاً بیشتر حساس می‌شود.

discussing politics can be touchier than discussing sports.

بحث در مورد سیاست‌ها می‌تواند از بحث در مورد ورزش‌ها حساس‌تر باشد.

she is touchier about her weight than she lets on.

او بیشتر از آن‌چه نشان می‌دهد، در مورد وزنش حساس است.

touchier subjects require careful handling.

موضوعات حساس‌تر نیاز به رسیدگی دقیق دارند.

he became touchier after the recent criticism.

پس از انتقادات اخیر، او حساس‌تر شد.

you have to be careful with touchier issues at work.

شما باید در برخورد با مسائل حساس‌تر در محل کار مراقب باشید.

some people are touchier about their opinions than others.

برخی از افراد بیشتر از دیگران در مورد نظرات خود حساس هستند.

her touchier nature makes her a good listener.

طبع حساس‌تر او باعث می‌شود که شنونده خوبی باشد.

when dealing with touchier matters, choose your words wisely.

هنگام برخورد با مسائل حساس‌تر، کلمات خود را با دقت انتخاب کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید