touted

[ایالات متحده]/taʊtɪd/
[بریتانیا]/taʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی tout; برای ترویج یا فروش چیزی
adj. به طور بیش از حد ترویج شده یا ستوده شده

عبارات و ترکیب‌ها

touted benefits

مزایای تبلیغ‌شده

touted features

ویژگی‌های تبلیغ‌شده

touted advantages

مزایای تبلیغ‌شده

touted solutions

راه حل‌های تبلیغ‌شده

touted innovations

نوآوری‌های تبلیغ‌شده

touted products

محصولات تبلیغ‌شده

touted services

خدمات تبلیغ‌شده

touted methods

روش‌های تبلیغ‌شده

touted strategies

استراتژی‌های تبلیغ‌شده

touted claims

ادعاهای تبلیغ‌شده

جملات نمونه

the new smartphone was touted as the best on the market.

گوشی هوشمند جدید به عنوان بهترین محصول در بازار تبلیغ می‌شد.

many experts have touted the benefits of meditation.

بسیاری از کارشناسان به فواید مدیتیشن اشاره کرده‌اند.

the program is touted to improve productivity.

این برنامه به گونه‌ای طراحی شده است که بهره‌وری را بهبود بخشد.

she touted her latest book during the interview.

او در طول مصاحبه کتاب جدید خود را تبلیغ کرد.

the company touted its commitment to sustainability.

این شرکت تعهد خود به پایداری را تبلیغ کرد.

he touted his experience as a key asset for the job.

او تجربه خود را به عنوان یک دارایی کلیدی برای این شغل تبلیغ کرد.

the new diet plan is touted to help with weight loss.

این برنامه غذایی جدید به گونه‌ای تبلیغ می‌شود که به کاهش وزن کمک کند.

they touted the event as a must-see for all art lovers.

آنها این رویداد را به عنوان یک رویداد ضروری برای همه دوستداران هنر تبلیغ کردند.

the technology was touted as revolutionary in the industry.

این فناوری به عنوان یک فناوری انقلابی در این صنعت تبلیغ شد.

he touted his team’s achievements at the conference.

او دستاوردهای تیم خود را در کنفرانس تبلیغ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید