| جمع | townes |
the old towne square was filled with vendors selling their wares.
میدان قدیمی شهر با فروشندگانی پر شده بود که کالای خود را میفروختند.
the towne crier announced the king's arrival throughout the village.
آگهیگر شهر اعلام کرد که پادشاه به روستا رسیده است.
many families have lived in this market towne for generations.
خانوادههای زیادی در این شهر بازاری به مدت چند نسل زندگی کردهاند.
the towne hall stood at the center of the community where all important meetings were held.
سالن شهر در مرکز جامعه قرار داشت جایی که تمام جلسات مهم در آنجا برگزار میشد.
travelers were required to pay a toll at the towne gates before entering.
مسافران مجبور بودند قبل از ورود به دربهای شهر یک مالیات پرداخته شود.
the ancient towne walls still stood as a reminder of battles past.
دیوارهای قدیمی شهر هنوز ایستاده بودند به عنوان یادآوری جنگهای گذشته.
towne folk gathered at the tavern to hear news from distant lands.
مردم شهر در کافینامه جمع شدند تا خبرهایی از کشورهای دور را بشنوند.
the towne well was the only source of clean water for the villagers.
چاه شهر تنها منبع آب پاک برای روستاییها بود.
he left his home in the towne limits to seek his fortune elsewhere.
او خانهاش را در مرز شهر ترک کرد تا در جای دیگر موفقیت خود را پیدا کند.
the annual festival brought celebration to every corner of the towne.
جشن سالیانه به هر گوشهای از شهر شادی بخشید.
she operated a small bakery in the heart of the towne centre.
او یک کیفکی کوچک در مرکز شهر بهعنوان مرکز شهر راهاندازی کرد.
the towne physician was summoned to treat the sick farmer.
دکتر شهر برای درمان کشاورز بیمار فراخوانی شد.
children played happily in the towne green while their mothers chatted nearby.
کودکان به شادی در سبزه شهر بازی میکردند در حالی که مادرانشان در نزدیکی با یکدیگر گفتگو میکردند.
the old towne square was filled with vendors selling their wares.
میدان قدیمی شهر با فروشندگانی پر شده بود که کالای خود را میفروختند.
the towne crier announced the king's arrival throughout the village.
آگهیگر شهر اعلام کرد که پادشاه به روستا رسیده است.
many families have lived in this market towne for generations.
خانوادههای زیادی در این شهر بازاری به مدت چند نسل زندگی کردهاند.
the towne hall stood at the center of the community where all important meetings were held.
سالن شهر در مرکز جامعه قرار داشت جایی که تمام جلسات مهم در آنجا برگزار میشد.
travelers were required to pay a toll at the towne gates before entering.
مسافران مجبور بودند قبل از ورود به دربهای شهر یک مالیات پرداخته شود.
the ancient towne walls still stood as a reminder of battles past.
دیوارهای قدیمی شهر هنوز ایستاده بودند به عنوان یادآوری جنگهای گذشته.
towne folk gathered at the tavern to hear news from distant lands.
مردم شهر در کافینامه جمع شدند تا خبرهایی از کشورهای دور را بشنوند.
the towne well was the only source of clean water for the villagers.
چاه شهر تنها منبع آب پاک برای روستاییها بود.
he left his home in the towne limits to seek his fortune elsewhere.
او خانهاش را در مرز شهر ترک کرد تا در جای دیگر موفقیت خود را پیدا کند.
the annual festival brought celebration to every corner of the towne.
جشن سالیانه به هر گوشهای از شهر شادی بخشید.
she operated a small bakery in the heart of the towne centre.
او یک کیفکی کوچک در مرکز شهر بهعنوان مرکز شهر راهاندازی کرد.
the towne physician was summoned to treat the sick farmer.
دکتر شهر برای درمان کشاورز بیمار فراخوانی شد.
children played happily in the towne green while their mothers chatted nearby.
کودکان به شادی در سبزه شهر بازی میکردند در حالی که مادرانشان در نزدیکی با یکدیگر گفتگو میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید