tracklayer

[ایالات متحده]/ˈtrækˌleɪə/
[بریتانیا]/ˈtrækˌleɪər/

ترجمه

n. کارگر راه‌آهن که ریل‌ها را می‌گذارد؛ ماشین استفاده‌شده برای گذاشتن ریل‌ها؛ وسیله نقلیه دارای ریل؛ تراکتور دارای ریل
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

tracklayer system

سیستم لایه ردیابی

tracklayer interface

واسط لایه ردیابی

tracklayer technology

فناوری لایه ردیابی

tracklayer module

ماژول لایه ردیابی

tracklayer application

برنامه کاربردی لایه ردیابی

tracklayer data

اطلاعات لایه ردیابی

tracklayer service

خدمات لایه ردیابی

tracklayer solution

راه حل لایه ردیابی

tracklayer feature

ویژگی لایه ردیابی

tracklayer model

مدل لایه ردیابی

جملات نمونه

the tracklayer is crucial for building the railway.

راه‌اندازی قطار برای ساخت راه‌آهن بسیار مهم است.

we need a skilled tracklayer for this project.

ما به یک راه‌انداز ماهر برای این پروژه نیاز داریم.

the tracklayer carefully aligned the tracks.

راه‌انداز با دقت مسیرها را تراز کرد.

he worked as a tracklayer for over ten years.

او بیش از ده سال به عنوان راه‌انداز کار می‌کرد.

the tracklayer used specialized tools for the job.

راه‌انداز از ابزارهای تخصصی برای این کار استفاده کرد.

safety is a priority for any tracklayer.

ایمنی برای هر راه‌اندازی اولویت دارد.

the tracklayer completed the section ahead of schedule.

راه‌انداز این بخش را زودتر از موعد به اتمام رساند.

training is essential for a successful tracklayer.

آموزش برای یک راه‌انداز موفق ضروری است.

the tracklayer's experience made a difference in the project.

تجربه راه‌انداز در این پروژه تفاوت ایجاد کرد.

every tracklayer must understand the engineering principles.

هر راه‌اندازی باید اصول مهندسی را درک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید