traffics

[ایالات متحده]/ˈtræfɪks/
[بریتانیا]/ˈtræfɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسایل نقلیه یا افرادی که در یک منطقه خاص حرکت می‌کنند؛ حمل‌ونقل؛ تجارت یا بازرگانی غیرقانونی؛ ناوبری، حرکت در یک مسیر ثابت؛ حمل‌ونقل کالا یا افراد

عبارات و ترکیب‌ها

heavy traffics

ترافیک سنگین

traffic congestions

ترافیک های سنگین

traffic updates

به روز رسانی های ترافیکی

traffic reports

گزارش های ترافیکی

traffic signals

علائم ترافیکی

traffic accidents

تصادفات رانندگی

traffic rules

قوانین ترافیکی

traffic violations

نقض قوانین ترافیکی

traffic management

مدیریت ترافیک

traffic flow

جریان ترافیک

جملات نمونه

heavy traffics can cause delays.

ترافیک سنگین می‌تواند باعث تاخیر شود.

we need to monitor traffics in the area.

ما باید ترافیک را در این منطقه رصد کنیم.

traffics have increased during the holiday season.

ترافیک در طول تعطیلات افزایش یافته است.

there are traffics jams on the main roads.

ترافیک سنگین در جاده‌های اصلی وجود دارد.

local authorities are managing traffics effectively.

مقامات محلی به طور موثر ترافیک را مدیریت می کنند.

traffics in urban areas can be quite challenging.

ترافیک در مناطق شهری می تواند بسیار چالش برانگیز باشد.

we should avoid traffics during rush hour.

ما باید در ساعات شلوغی از ترافیک اجتناب کنیم.

traffics are often monitored by cameras.

ترافیک اغلب توسط دوربین ها رصد می شود.

improving traffics is a priority for the city.

بهبود ترافیک اولویت شهر است.

traffics flow smoothly on weekends.

ترافیک در آخر هفته ها روان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید