traitress

[ایالات متحده]/ˈtreɪtrəs/
[بریتانیا]/ˈtreɪtrəs/

ترجمه

n. خائن زن; شورشی زن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

traitress of trust

خائن اعتماد

traitress revealed

خائن آشکار شده

traitress in disguise

خائن پنهان

traitress exposed

خائن رسوا شده

traitress of fate

خائن سرنوشت

traitress of love

خائن عشق

traitress among us

خائن در میان ما

traitress at heart

خائن از صمیم قلب

traitress of honor

خائن شرافت

traitress by nature

خائن به طبیعت

جملات نمونه

she was labeled a traitress for betraying her country.

او به دلیل خیانت به کشورش، خائن نامیده شد.

the traitress revealed secrets that endangered many lives.

خائن رازهایی را فاش کرد که جان بسیاری را به خطر انداخت.

in literature, the traitress often faces dire consequences.

در ادبیات، خائن اغلب با عواقب وخیمی روبرو می شود.

her actions branded her as a traitress in the eyes of the public.

اقداماتی که انجام داد، او را در نظر مردم به عنوان خائن معرفی کرد.

the traitress plotted against her own allies.

خائن علیه متحدان خود توطئه کرد.

they considered her a traitress for collaborating with the enemy.

آنها او را به دلیل همکاری با دشمن، خائن می دانستند.

many stories depict the downfall of a traitress.

داستان های زیادی سقوط یک خائن را به تصویر می کشند.

the traitress's betrayal shocked everyone in the kingdom.

خیانت خائن شوک بزرگی به همه در سراسر پادشاهی وارد کرد.

she was once a hero, but became a traitress in the end.

او زمانی یک قهرمان بود، اما در نهایت به یک خائن تبدیل شد.

the trial of the traitress captivated the entire nation.

محاکمه خائن، کل کشور را مجذوب خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید