backstabber

[ایالات متحده]/ˈbækˌstæbə(r)/
[بریتانیا]/ˈbækˌstæbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به طور پنهانی به دیگری خیانت می‌کند یا به او آسیب می‌زند، به ویژه یک دوست یا همکار

عبارات و ترکیب‌ها

backstabber in disguise

خاین نقاب‌دار

a real backstabber

یک خاین واقعی

unmask the backstabber

خاین را علنی کنید

expose the backstabber

خاین را آشکار کنید

a master backstabber

یک خاین ماهر

the ultimate backstabber

خاین نهایی

a sneaky backstabber

یک خاین زیرک

جملات نمونه

she realized he was a backstabber when he betrayed her trust.

او متوجه شد که او یک خائنی است وقتی به اعتماد او خیانت کرد.

it's hard to work in a team with a backstabber around.

همکاری با یک گروهی که در آن خائنی وجود دارد، دشوار است.

he was labeled a backstabber after revealing confidential information.

او پس از فاش کردن اطلاعات محرمانه، به عنوان خائن شناخته شد.

trust is essential, especially when dealing with a backstabber.

اعتماد ضروری است، به خصوص هنگام برخورد با یک خائن.

she couldn't believe her friend turned out to be a backstabber.

او نمی‌توانست باور کند که دوستش در نهایت یک خائن بود.

his reputation suffered because he was known as a backstabber.

شهرت او آسیب دید زیرا به عنوان یک خائن شناخته می‌شد.

a backstabber can ruin the morale of the entire group.

یک خائن می‌تواند روحیه کل گروه را از بین ببرد.

she had to confront the backstabber in her office.

او مجبور شد با خائن در دفتر خود روبرو شود.

being labeled a backstabber can affect one's career.

برچسب خوردن به عنوان یک خائن می‌تواند بر شغل یک فرد تأثیر بگذارد.

it's best to avoid backstabbers in the workplace.

بهتر است از خائنان در محل کار اجتناب کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید