trammels of society
زنجیرهای جامعه
break the trammels
شکستن زنجیرها
trammels of tradition
زنجیرهای سنت
cast off trammels
رها کردن زنجیرها
trammels of convention
زنجیرهای عرف
trammels of fear
زنجیرهای ترس
trammels of doubt
زنجیرهای تردید
trammels of ignorance
زنجیرهای نادانی
trammels of time
زنجیرهای زمان
remove trammels
حذف زنجیرها
he felt the trammels of society weighing down on him.
او احساس کرد که محدودیتهای جامعه بر او فشار وارد میکند.
the trammels of tradition can sometimes hinder progress.
محدودیتهای سنت گاهی اوقات میتوانند پیشرفت را مختل کنند.
she broke free from the trammels of her past.
او از محدودیتهای گذشته خود رها شد.
trammels can limit creativity in the workplace.
محدودیتها میتوانند خلاقیت را در محیط کار محدود کنند.
he sought to escape the trammels of his job.
او به دنبال فرار از محدودیتهای شغلی خود بود.
trammels of fear can prevent us from taking risks.
محدودیتهای ترس میتواند از ما در برابر انجام ریسکها باز دارد.
she felt the trammels of expectation from her family.
او احساس کرد که محدودیتهای توقع از خانوادهاش بر او فشار وارد میکند.
the artist wanted to create without the trammels of convention.
هنرمند میخواست بدون محدودیتهای عرف، خلق کند.
he finally removed the trammels that held him back.
او سرانجام محدودیتهایی را که مانع او میشدند از بین برد.
trammels of doubt clouded her judgment.
محدودیتهای شک، قضاوت او را مخدوش کرد.
trammels of society
زنجیرهای جامعه
break the trammels
شکستن زنجیرها
trammels of tradition
زنجیرهای سنت
cast off trammels
رها کردن زنجیرها
trammels of convention
زنجیرهای عرف
trammels of fear
زنجیرهای ترس
trammels of doubt
زنجیرهای تردید
trammels of ignorance
زنجیرهای نادانی
trammels of time
زنجیرهای زمان
remove trammels
حذف زنجیرها
he felt the trammels of society weighing down on him.
او احساس کرد که محدودیتهای جامعه بر او فشار وارد میکند.
the trammels of tradition can sometimes hinder progress.
محدودیتهای سنت گاهی اوقات میتوانند پیشرفت را مختل کنند.
she broke free from the trammels of her past.
او از محدودیتهای گذشته خود رها شد.
trammels can limit creativity in the workplace.
محدودیتها میتوانند خلاقیت را در محیط کار محدود کنند.
he sought to escape the trammels of his job.
او به دنبال فرار از محدودیتهای شغلی خود بود.
trammels of fear can prevent us from taking risks.
محدودیتهای ترس میتواند از ما در برابر انجام ریسکها باز دارد.
she felt the trammels of expectation from her family.
او احساس کرد که محدودیتهای توقع از خانوادهاش بر او فشار وارد میکند.
the artist wanted to create without the trammels of convention.
هنرمند میخواست بدون محدودیتهای عرف، خلق کند.
he finally removed the trammels that held him back.
او سرانجام محدودیتهایی را که مانع او میشدند از بین برد.
trammels of doubt clouded her judgment.
محدودیتهای شک، قضاوت او را مخدوش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید