trammels

[ایالات متحده]/ˈtræm.əlz/
[بریتانیا]/ˈtræm.əlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محدودیت‌ها; تورها; بیضی‌ها; اندازه‌گیری‌ها; بیضی‌ها; قیدها; زنجیرها; تورهای ماهی‌گیری
v. محدود کردن; مانع شدن; با تور گرفتن; با تور گرفتن; محدود کردن; مانع شدن

عبارات و ترکیب‌ها

trammels of society

زنجیرهای جامعه

break the trammels

شکستن زنجیرها

trammels of tradition

زنجیرهای سنت

cast off trammels

رها کردن زنجیرها

trammels of convention

زنجیرهای عرف

trammels of fear

زنجیرهای ترس

trammels of doubt

زنجیرهای تردید

trammels of ignorance

زنجیرهای نادانی

trammels of time

زنجیرهای زمان

remove trammels

حذف زنجیرها

جملات نمونه

he felt the trammels of society weighing down on him.

او احساس کرد که محدودیت‌های جامعه بر او فشار وارد می‌کند.

the trammels of tradition can sometimes hinder progress.

محدودیت‌های سنت گاهی اوقات می‌توانند پیشرفت را مختل کنند.

she broke free from the trammels of her past.

او از محدودیت‌های گذشته خود رها شد.

trammels can limit creativity in the workplace.

محدودیت‌ها می‌توانند خلاقیت را در محیط کار محدود کنند.

he sought to escape the trammels of his job.

او به دنبال فرار از محدودیت‌های شغلی خود بود.

trammels of fear can prevent us from taking risks.

محدودیت‌های ترس می‌تواند از ما در برابر انجام ریسک‌ها باز دارد.

she felt the trammels of expectation from her family.

او احساس کرد که محدودیت‌های توقع از خانواده‌اش بر او فشار وارد می‌کند.

the artist wanted to create without the trammels of convention.

هنرمند می‌خواست بدون محدودیت‌های عرف، خلق کند.

he finally removed the trammels that held him back.

او سرانجام محدودیت‌هایی را که مانع او می‌شدند از بین برد.

trammels of doubt clouded her judgment.

محدودیت‌های شک، قضاوت او را مخدوش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید