tramples

[ایالات متحده]/ˈtræmp(ə)lz/
[بریتانیا]/ˈtræmp(ə)lz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت پا گذاشتن یا زیر پا له کردن؛ نادیده گرفتن یا با تحقیر رفتار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

tramples on rights

به حقوق پا می‌گذارد

tramples over dreams

بر روی رویاها پا می‌گذارد

tramples on hope

به امید پا می‌گذارد

tramples on freedom

به آزادی پا می‌گذارد

tramples on trust

به اعتماد پا می‌گذارد

tramples on dignity

به منزلت پا می‌گذارد

tramples on values

به ارزش‌ها پا می‌گذارد

tramples on justice

به عدالت پا می‌گذارد

tramples on peace

به صلح پا می‌گذارد

tramples on progress

به پیشرفت پا می‌گذارد

جملات نمونه

the elephant tramples the grass underfoot.

فیل علف را زیر پا له می‌کند.

he tramples on his opponents' dreams.

او روی رویاهای حریفان خود پا می‌گذارد.

she tramples through the puddles on her way home.

او در راه خانه از میان گودال‌ها عبور می‌کند.

the crowd tramples each other in a rush to get inside.

هجوم جمعیت برای ورود به داخل، باعث می‌شود که مردم به یکدیگر پا بزنند.

the child tramples the flowers in the garden.

کودک گل‌ها را در باغ لگد می‌زند.

he tramples on the rules without a second thought.

او بدون لحظه‌ای فکر کردن، قوانین را زیر پا می‌گذارد.

she felt like he tramples her feelings.

او احساس کرد که او احساساتش را له می‌کند.

the storm tramples the crops in the field.

طوفان محصولات را در مزرعه له می‌کند.

the athlete tramples the competition with ease.

ورزشکار با سهولت بر رقابت غلبه می‌کند.

he tramples over his own principles for success.

او برای رسیدن به موفقیت، اصول خود را زیر پا می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید