bulldozes ahead
به جلو پیش میرود
bulldozes through
از میان عبور میکند
bulldozes past
از کنار میگذرد
bulldozes barriers
مانعها را از بین میبرد
bulldozes obstacles
مشکلات را از سر راه برمیدارد
bulldozes plans
برنامهها را بیاثر میکند
bulldozes changes
تغییرات را نادیده میگیرد
bulldozes limits
محدودیتها را دور میزند
bulldozes doubts
شکها را از بین میبرد
bulldozes issues
مسائل را حل میکند
the construction crew bulldozes the old building to make way for a new one.
گروه ساختمانی ساختمان قدیمی را برای ساخت یک ساختمان جدید تخریب میکند.
he bulldozes through the paperwork to finish his project on time.
او برای اتمام پروژه خود به موقع، از میان مدارک عبور میکند.
the government bulldozes the plans for the new highway.
دولت برنامههای ساخت بزرگراه جدید را کنار میگذارد.
she bulldozes her way into the conversation, eager to share her opinion.
او با اشتیاق برای به اشتراک گذاشتن نظر خود، وارد گفتگو میشود.
the team bulldozes through the competition to secure the championship.
تیم برای کسب قهرمانی، از میان رقابت عبور میکند.
he bulldozes past any objections to his proposal.
او با وجود هرگونه اعتراضی به پیشنهاد خود، پیش میرود.
the bulldozer bulldozes the land to prepare for construction.
بولدوزر زمین را برای آمادهسازی ساخت تخریب میکند.
she bulldozes through her workout routine every morning.
او هر روز صبح از میان برنامه ورزشی خود عبور میکند.
the new policy bulldozes over the concerns of local residents.
سیاست جدید بر نگرانیهای مردم محلی غلبه میکند.
he bulldozes his way to the front of the line.
او با وجود موانع، به سمت جلوی صف میرود.
bulldozes ahead
به جلو پیش میرود
bulldozes through
از میان عبور میکند
bulldozes past
از کنار میگذرد
bulldozes barriers
مانعها را از بین میبرد
bulldozes obstacles
مشکلات را از سر راه برمیدارد
bulldozes plans
برنامهها را بیاثر میکند
bulldozes changes
تغییرات را نادیده میگیرد
bulldozes limits
محدودیتها را دور میزند
bulldozes doubts
شکها را از بین میبرد
bulldozes issues
مسائل را حل میکند
the construction crew bulldozes the old building to make way for a new one.
گروه ساختمانی ساختمان قدیمی را برای ساخت یک ساختمان جدید تخریب میکند.
he bulldozes through the paperwork to finish his project on time.
او برای اتمام پروژه خود به موقع، از میان مدارک عبور میکند.
the government bulldozes the plans for the new highway.
دولت برنامههای ساخت بزرگراه جدید را کنار میگذارد.
she bulldozes her way into the conversation, eager to share her opinion.
او با اشتیاق برای به اشتراک گذاشتن نظر خود، وارد گفتگو میشود.
the team bulldozes through the competition to secure the championship.
تیم برای کسب قهرمانی، از میان رقابت عبور میکند.
he bulldozes past any objections to his proposal.
او با وجود هرگونه اعتراضی به پیشنهاد خود، پیش میرود.
the bulldozer bulldozes the land to prepare for construction.
بولدوزر زمین را برای آمادهسازی ساخت تخریب میکند.
she bulldozes through her workout routine every morning.
او هر روز صبح از میان برنامه ورزشی خود عبور میکند.
the new policy bulldozes over the concerns of local residents.
سیاست جدید بر نگرانیهای مردم محلی غلبه میکند.
he bulldozes his way to the front of the line.
او با وجود موانع، به سمت جلوی صف میرود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید