stomps loudly
برخورد شدید
stomps around
به اطراف لگد می زند
stomps feet
لگد زدن پا
stomps in
وارد می شود و لگد می زند
stomps out
خارج می شود و لگد می زند
stomps on
روی آن لگد می زند
stomps down
به پایین لگد می زند
stomps up
به بالا لگد می زند
stomps quickly
به سرعت لگد می زند
he stomps his feet in frustration.
او با ناامیدی پاهايش را محکم کوبيده.
the elephant stomps through the jungle.
فیل با قدمهای محکم از میان جنگل عبور میکند.
she stomps on the ground to get attention.
او برای جلب توجه روی زمین محکم میکوبد.
he stomps around the house when he's angry.
وقتی عصبانی است، او با قدمهای محکم در اطراف خانه قدم میزند.
the child stomps in the puddles happily.
کودک با خوشحالی در کنار برکهها قدم میزند.
she stomps out of the room after the argument.
او پس از بحث از اتاق بیرون میرود.
the soldier stomps his boots on the ground.
سرباز چکمههایش را محکم روی زمین میکوبد.
he stomps his way to the front of the line.
او با قدمهای محکم به سمت جلوی صف میرود.
the dancer stomps to the rhythm of the music.
رقاص با ریتم موسیقی قدم میزند.
she stomps her foot to emphasize her point.
او برای تاکید بر حرفش، پای خود را محکم میکوبد.
stomps loudly
برخورد شدید
stomps around
به اطراف لگد می زند
stomps feet
لگد زدن پا
stomps in
وارد می شود و لگد می زند
stomps out
خارج می شود و لگد می زند
stomps on
روی آن لگد می زند
stomps down
به پایین لگد می زند
stomps up
به بالا لگد می زند
stomps quickly
به سرعت لگد می زند
he stomps his feet in frustration.
او با ناامیدی پاهايش را محکم کوبيده.
the elephant stomps through the jungle.
فیل با قدمهای محکم از میان جنگل عبور میکند.
she stomps on the ground to get attention.
او برای جلب توجه روی زمین محکم میکوبد.
he stomps around the house when he's angry.
وقتی عصبانی است، او با قدمهای محکم در اطراف خانه قدم میزند.
the child stomps in the puddles happily.
کودک با خوشحالی در کنار برکهها قدم میزند.
she stomps out of the room after the argument.
او پس از بحث از اتاق بیرون میرود.
the soldier stomps his boots on the ground.
سرباز چکمههایش را محکم روی زمین میکوبد.
he stomps his way to the front of the line.
او با قدمهای محکم به سمت جلوی صف میرود.
the dancer stomps to the rhythm of the music.
رقاص با ریتم موسیقی قدم میزند.
she stomps her foot to emphasize her point.
او برای تاکید بر حرفش، پای خود را محکم میکوبد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید