release tranches
آزادسازی اقساط
invest in tranches
سرمایهگذاری در اقساط
allocate tranches
تخصیص اقساط
fund tranches
تامین مالی اقساط
issue tranches
صدور اقساط
tranches structure
ساختار اقساط
tranches pricing
قیمتگذاری اقساط
tranches distribution
توزیع اقساط
tranches schedule
برنامه زمانبندی اقساط
tranches management
مدیریت اقساط
the project was funded in several tranches to manage cash flow effectively.
پروژه با چندین مرحله تأمین مالی بود تا به طور موثر جریان نقدی را مدیریت کند.
investors received their returns in tranches over the course of the year.
سرمایه گذاران در طول سال بازدهی خود را به صورت مرحله ای دریافت کردند.
the loan was divided into tranches to reduce risk for the lender.
وام به چند مرحله تقسیم شد تا خطر را برای وام دهنده کاهش دهد.
each tranche of funding had specific conditions attached to it.
هر مرحله از تأمین بودجه شرایط خاصی داشت.
the company plans to release its shares in tranches to the public.
شرکت قصد دارد سهام خود را به صورت مرحله ای در اختیار عموم قرار دهد.
they structured the investment in tranches to provide flexibility.
آنها سرمایه گذاری را به صورت مرحله ای ساختار بخشیدند تا انعطاف پذیری را فراهم کنند.
the government allocated funds in tranches for the infrastructure project.
دولت بودجه را به صورت مرحله ای برای پروژه زیرساختی اختصاص داد.
investors often prefer to invest in tranches rather than a lump sum.
سرمایه گذاران اغلب ترجیح می دهند به جای پرداخت یکجا، به صورت مرحله ای سرمایه گذاری کنند.
the risk assessment was done for each tranche separately.
ارزیابی ریسک برای هر مرحله به طور جداگانه انجام شد.
tranches of the bond issue were sold to different types of investors.
مراحل انتشار اوراق قرضه به انواع مختلف سرمایه گذاران فروخته شد.
release tranches
آزادسازی اقساط
invest in tranches
سرمایهگذاری در اقساط
allocate tranches
تخصیص اقساط
fund tranches
تامین مالی اقساط
issue tranches
صدور اقساط
tranches structure
ساختار اقساط
tranches pricing
قیمتگذاری اقساط
tranches distribution
توزیع اقساط
tranches schedule
برنامه زمانبندی اقساط
tranches management
مدیریت اقساط
the project was funded in several tranches to manage cash flow effectively.
پروژه با چندین مرحله تأمین مالی بود تا به طور موثر جریان نقدی را مدیریت کند.
investors received their returns in tranches over the course of the year.
سرمایه گذاران در طول سال بازدهی خود را به صورت مرحله ای دریافت کردند.
the loan was divided into tranches to reduce risk for the lender.
وام به چند مرحله تقسیم شد تا خطر را برای وام دهنده کاهش دهد.
each tranche of funding had specific conditions attached to it.
هر مرحله از تأمین بودجه شرایط خاصی داشت.
the company plans to release its shares in tranches to the public.
شرکت قصد دارد سهام خود را به صورت مرحله ای در اختیار عموم قرار دهد.
they structured the investment in tranches to provide flexibility.
آنها سرمایه گذاری را به صورت مرحله ای ساختار بخشیدند تا انعطاف پذیری را فراهم کنند.
the government allocated funds in tranches for the infrastructure project.
دولت بودجه را به صورت مرحله ای برای پروژه زیرساختی اختصاص داد.
investors often prefer to invest in tranches rather than a lump sum.
سرمایه گذاران اغلب ترجیح می دهند به جای پرداخت یکجا، به صورت مرحله ای سرمایه گذاری کنند.
the risk assessment was done for each tranche separately.
ارزیابی ریسک برای هر مرحله به طور جداگانه انجام شد.
tranches of the bond issue were sold to different types of investors.
مراحل انتشار اوراق قرضه به انواع مختلف سرمایه گذاران فروخته شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید