transactor

[ایالات متحده]/trænˈzæktə/
[بریتانیا]/trænˈzæktər/

ترجمه

n. شخصی که کسب و کار یا معاملات را انجام می‌دهد؛ یک مجری یا اپراتور در زمینه‌های قانونی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

active transactor

معامله‌گر فعال

trusted transactor

معامله‌گر مورد اعتماد

digital transactor

معامله‌گر دیجیتال

efficient transactor

معامله‌گر کارآمد

responsible transactor

معامله‌گر مسئول

verified transactor

معامله‌گر تأیید شده

primary transactor

معامله‌گر اصلی

key transactor

معامله‌گر کلیدی

local transactor

معامله‌گر محلی

anonymous transactor

معامله‌گر ناشناس

جملات نمونه

the transactor completed the deal successfully.

معامله را با موفقیت تکمیل کرد.

each transactor must verify their identity.

هر معامله‌کننده باید هویت خود را تأیید کند.

the transactor has a crucial role in the process.

معامله‌کننده نقش مهمی در این فرآیند دارد.

we need to train the transactor on the new system.

ما باید معامله‌کننده را در مورد سیستم جدید آموزش دهیم.

the transactor handled multiple transactions at once.

معامله‌کننده چندین معامله را به طور همزمان انجام داد.

as a transactor, you must ensure accuracy.

به عنوان یک معامله‌کننده، شما باید دقت را تضمین کنید.

the transactor's efficiency can impact the outcome.

بهره‌وری معامله‌کننده می‌تواند بر نتیجه تأثیر بگذارد.

every transactor should adhere to the guidelines.

هر معامله‌کننده باید به دستورالعمل‌ها پایبند باشد.

the transactor is responsible for record-keeping.

معامله‌کننده مسئولیت ثبت سوابق را دارد.

trust is essential between the transactor and client.

اعتماد بین معامله‌کننده و مشتری ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید