transepts

[ایالات متحده]/ˈtræn.sɛpts/
[بریتانیا]/ˈtræn.sɛpts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت‌های عرضی یک کلیسا

عبارات و ترکیب‌ها

side transepts

سمت‌های جانبی

north transept

سمت شمال

south transept

سمت جنوب

crossing transepts

سمت‌های تقاطع

transepts layout

چیدمان ترانسپت‌ها

transepts design

طراحی ترانسپت‌ها

transepts architecture

معماری ترانسپت‌ها

transepts features

ویژگی‌های ترانسپت‌ها

transepts style

سبک ترانسپت‌ها

transepts dimensions

ابعاد ترانسپت‌ها

جملات نمونه

the church has beautiful transepts that enhance its architecture.

کلیسای دارای ترانسپت‌های زیبا است که معماری آن را ارتقا می‌بخشد.

during the tour, we learned about the history of the transepts.

در طول تور، درباره تاریخچه ترانسپت‌ها یاد گرفتیم.

the transepts are often used for special ceremonies.

ترانسپت‌ها اغلب برای مراسم خاص استفاده می‌شوند.

many cathedrals feature elaborate transepts.

بسیاری از کلیساها دارای ترانسپت‌های پیچیده هستند.

visitors were amazed by the stained glass in the transepts.

بازدیدکنندگان از شیشه‌های رنگی در ترانسپت‌ها شگفت‌زده شدند.

the transepts provide additional space for worshippers.

ترانسپت‌ها فضای بیشتری را برای نمازگزاران فراهم می‌کنند.

architects often design transepts to create a cross-shaped layout.

معماران اغلب ترانسپت‌ها را برای ایجاد طرحی به شکل صلیبی طراحی می‌کنند.

in gothic architecture, transepts are a prominent feature.

در معماری گوتیک، ترانسپت‌ها یک ویژگی برجسته هستند.

the transepts are adorned with intricate carvings.

ترانسپت‌ها با حکاکی‌های پیچیده تزئین شده‌اند.

many visitors take photos of the transepts during their visit.

بسیاری از بازدیدکنندگان در طول بازدید خود از ترانسپت‌ها عکس می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید