transformism

[ایالات متحده]/trænsˈfɔːmɪzəm/
[بریتانیا]/trænsˈfɔrmɪzəm/

ترجمه

n. یک نظریه تکامل

عبارات و ترکیب‌ها

cultural transformism

تبدیل فرهنگی

social transformism

تبدیل اجتماعی

political transformism

تبدیل سیاسی

economic transformism

تبدیل اقتصادی

transformism theory

نظریه تحول‌گرایی

transformism approach

رویکرد تحول‌گرایی

transformism model

مدل تحول‌گرایی

transformism ideology

ایدئولوژی تحول‌گرایی

transformism perspective

دیدگاه تحول‌گرایی

transformism movement

جنبش تحول‌گرایی

جملات نمونه

transformism is a key concept in evolutionary biology.

تبدیل‌گرایی یک مفهوم کلیدی در زیست‌شناسی تکاملی است.

many scientists study transformism to understand species adaptation.

بسیاری از دانشمندان تبدیل‌گرایی را برای درک سازگاری گونه‌ها مطالعه می‌کنند.

transformism challenges traditional views of creationism.

تبدیل‌گرایی دیدگاه‌های سنتی خلقت‌گرایی را به چالش می‌کشد.

in art, transformism can refer to the change of styles over time.

در هنر، تبدیل‌گرایی می‌تواند به تغییر سبک‌ها در طول زمان اشاره داشته باشد.

the theory of transformism has evolved over the centuries.

نظریه تبدیل‌گرایی در طول قرن‌ها تکامل یافته است.

critics of transformism argue it lacks empirical support.

منتقدان تبدیل‌گرایی استدلال می‌کنند که فاقد پشتوانه تجربی است.

transformism can be seen in various cultural practices.

تبدیل‌گرایی را می‌توان در شیوه‌های فرهنگی مختلف مشاهده کرد.

understanding transformism requires a multidisciplinary approach.

درک تبدیل‌گرایی نیاز به یک رویکرد چند رشته‌ای دارد.

transformism plays a significant role in modern philosophy.

تبدیل‌گرایی نقش مهمی در فلسفه مدرن ایفا می‌کند.

artists often explore themes of transformism in their work.

هنرمندان اغلب مضامین تبدیل‌گرایی را در آثار خود بررسی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید