transformists

[ایالات متحده]/trænsˈfɔːmɪst/
[بریتانیا]/trænsˈfɔrmɪst/

ترجمه

n. کسی که از نظریه تکامل یا تغییر گونه‌ها دفاع می‌کند؛ کسی که از ایده تغییر گونه‌ها حمایت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

transformist approach

رویکرد تبدیل‌گرایانه

transformist theory

نظریه تبدیل‌گرایی

transformist mindset

نگرش تبدیل‌گرایانه

transformist leader

رهبر تبدیل‌گرا

transformist vision

چشم‌انداز تبدیل‌گرایانه

transformist movement

جنبش تبدیل‌گرایی

transformist strategy

استراتژی تبدیل‌گرایانه

transformist role

نقش تبدیل‌گرا

transformist culture

فرهنگ تبدیل‌گرایانه

transformist practice

عملکرد تبدیل‌گرایانه

جملات نمونه

the transformist artist created stunning illusions.

هنرمند بدلکار، توهمات خیره‌کننده خلق کرد.

as a transformist, she could change her appearance at will.

به عنوان یک بدلکار، او می‌توانست به میل خود ظاهرش را تغییر دهد.

the transformist performed at the local theater last night.

دلکار دیروز شب در تئاتر محلی اجرا داشت.

many people admire the skills of a talented transformist.

بسیاری از مردم مهارت‌های یک بدلکار با استعداد را تحسین می‌کنند.

in the show, the transformist amazed the audience with quick changes.

در نمایش، بدلکار با تغییرات سریع، مخاطبان را شگفت‌زده کرد.

the transformist's costume was a masterpiece of design.

لباس بدلکار یک شاهکار طراحی بود.

being a transformist requires a lot of practice and dedication.

یک بدلکار بودن نیاز به تمرین و تعهد زیادی دارد.

she studied under a famous transformist to improve her skills.

او برای بهبود مهارت‌های خود، زیر نظر یک بدلکار مشهور تحصیل کرد.

the transformist's performance left everyone in awe.

اجرای بدلکار باعث شد همه متحیر شوند.

transformists often use makeup to enhance their transformations.

دلکاران اغلب از آرایش برای افزایش جلوه‌های بدلکاری خود استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید