transfuses

[ایالات متحده]/trænsˈfjuːzɪz/
[بریتانیا]/trænsˈfjuzɪz/

ترجمه

v. انتقال خون یا مایعات دیگر به بدن یک فرد؛ نفوذ کردن؛ القا کردن یا منتقل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

blood transfuses

انتقال خون

energy transfuses

انتقال انرژی

life transfuses

انتقال زندگی

hope transfuses

انتقال امید

knowledge transfuses

انتقال دانش

love transfuses

انتقال عشق

light transfuses

انتقال نور

passion transfuses

انتقال اشتیاق

spirit transfuses

انتقال روح

جملات نمونه

the doctor transfuses blood to save the patient's life.

پزشک برای نجات جان بیمار خون تزریق می‌کند.

the team transfuses enthusiasm into their work.

تیم شور و شوق را به کار خود تزریق می‌کند.

she transfuses her creativity into every project.

او خلاقیت خود را به هر پروژه‌ای تزریق می‌کند.

the organization transfuses hope into the community.

سازمان امید را به جامعه تزریق می‌کند.

the artist transfuses emotion into her paintings.

هنرمند احساسات را به نقاشی‌های خود تزریق می‌کند.

the teacher transfuses knowledge to her students.

معلم دانش را به دانش‌آموزان خود تزریق می‌کند.

he transfuses energy into his workouts.

او انرژی را به تمرینات خود تزریق می‌کند.

the chef transfuses flavor into every dish.

سرآشپز طعم را به هر غذایی تزریق می‌کند.

the coach transfuses motivation into the players.

مربی انگیزه را به بازیکنان تزریق می‌کند.

the novel transfuses a sense of adventure into its readers.

رمان حس ماجراجویی را به خوانندگان خود تزریق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید