transfusing blood
انتقال خون
transfusing plasma
انتقال پلاسما
transfusing cells
انتقال سلولها
transfusing fluids
انتقال مایعات
transfusing tissues
انتقال بافتها
transfusing donors
انتقال از اهداکنندگان
transfusing components
انتقال اجزای
transfusing units
انتقال واحدها
transfusing products
انتقال محصولات
transfusing therapies
انتقال درمانها
the doctor is transfusing blood into the patient.
پزشک در حال انتقال خون به بیمار است.
transfusing plasma can help patients recover faster.
انتقال پلاسما میتواند به بیماران کمک کند سریعتر بهبود یابند.
they are transfusing platelets to treat the condition.
آنها پلاکتها را برای درمان این وضعیت در حال انتقال هستند.
transfusing organs is a complex medical procedure.
انتقال اعضا یک روش پیچیده پزشکی است.
the team is skilled in transfusing various blood types.
تیم در انتقال انواع مختلف خون ماهر است.
transfusing stem cells can aid in cancer treatment.
انتقال سلولهای بنیادی میتواند به درمان سرطان کمک کند.
transfusing blood requires careful matching of donors.
انتقال خون نیاز به تطبیق دقیق اهداکنندگان دارد.
he felt better after transfusing the necessary fluids.
او بعد از انتقال مایعات مورد نیاز احساس بهتری کرد.
transfusing during surgery can save lives.
انتقال خون در حین جراحی میتواند جان انسانها را نجات دهد.
transfusing blood
انتقال خون
transfusing plasma
انتقال پلاسما
transfusing cells
انتقال سلولها
transfusing fluids
انتقال مایعات
transfusing tissues
انتقال بافتها
transfusing donors
انتقال از اهداکنندگان
transfusing components
انتقال اجزای
transfusing units
انتقال واحدها
transfusing products
انتقال محصولات
transfusing therapies
انتقال درمانها
the doctor is transfusing blood into the patient.
پزشک در حال انتقال خون به بیمار است.
transfusing plasma can help patients recover faster.
انتقال پلاسما میتواند به بیماران کمک کند سریعتر بهبود یابند.
they are transfusing platelets to treat the condition.
آنها پلاکتها را برای درمان این وضعیت در حال انتقال هستند.
transfusing organs is a complex medical procedure.
انتقال اعضا یک روش پیچیده پزشکی است.
the team is skilled in transfusing various blood types.
تیم در انتقال انواع مختلف خون ماهر است.
transfusing stem cells can aid in cancer treatment.
انتقال سلولهای بنیادی میتواند به درمان سرطان کمک کند.
transfusing blood requires careful matching of donors.
انتقال خون نیاز به تطبیق دقیق اهداکنندگان دارد.
he felt better after transfusing the necessary fluids.
او بعد از انتقال مایعات مورد نیاز احساس بهتری کرد.
transfusing during surgery can save lives.
انتقال خون در حین جراحی میتواند جان انسانها را نجات دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید