injecting

[ایالات متحده]/ɪnˈdʒɛktɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒɛktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل معرفی یک ماده به چیزی (مثلاً دارو)؛ اضافه کردن یک مایع به چیزی؛ معرفی چیزی (مثلاً وجوه) به یک سیستم

عبارات و ترکیب‌ها

injecting drugs

تزریق مواد مخدر

injecting ideas

تزریق ایده ها

injecting confidence

تزریق اعتماد به نفس

injecting energy

تزریق انرژی

injecting humor

تزریق شوخ طبعی

injecting passion

تزریق اشتیاق

injecting innovation

تزریق نوآوری

injecting funds

تزریق بودجه

injecting flavor

تزریق طعم

injecting excitement

تزریق هیجان

جملات نمونه

he is injecting new ideas into the project.

او در حال تزریق ایده‌های جدید به پروژه است.

the doctor is injecting the vaccine into the patient's arm.

پزشک در حال تزریق واکسن به بازوی بیمار است.

injecting humor into the presentation made it more engaging.

تزریق طنز به ارائه، آن را جذاب‌تر کرد.

she is injecting enthusiasm into the team.

او در حال تزریق شور و اشتیاق به تیم است.

injecting funds into the startup can help it grow.

تزریق بودجه به استارتاپ می‌تواند به رشد آن کمک کند.

he was injecting energy into the room with his presence.

حضور او انرژی را به اتاق تزریق می‌کرد.

they are injecting creativity into their marketing strategy.

آنها در حال تزریق خلاقیت به استراتژی بازاریابی خود هستند.

injecting passion into your work can lead to success.

تزریق اشتیاق به کارتان می‌تواند منجر به موفقیت شود.

she is injecting confidence into her speech.

او در حال تزریق اعتماد به نفس به سخنرانی خود است.

injecting technology into education can enhance learning.

تزریق فناوری به آموزش می‌تواند یادگیری را تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید