transpired

[ایالات متحده]/trænˈspaɪəd/
[بریتانیا]/trænˈspaɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شناخته شدن (به عنوان یک حقیقت، راز و غیره)؛ نشت کردن؛ آشکار شدن؛ اتفاق افتادن

عبارات و ترکیب‌ها

what transpired

چه اتفاقی افتاد

it transpired

این اتفاق افتاد

that transpired

این اتفاق افتاد

transpired events

واقعه‌های رخ داده

after it transpired

بعد از این اتفاق افتاد

before it transpired

قبل از این اتفاق افتاد

what has transpired

چه اتفاقی افتاده است

it later transpired

بعداً مشخص شد

transpired during

در طول اتفاقی که افتاد

how it transpired

چگونه اتفاق افتاد

جملات نمونه

what transpired during the meeting was unexpected.

آنچه در طول جلسه اتفاق افتاد غیرمنتظره بود.

many events transpired over the course of the year.

رویدادهای زیادی در طول سال اتفاق افتاد.

she recounted what transpired on her trip.

او آنچه در سفرش اتفاق افتاد را تعریف کرد.

it transpired that he was right all along.

مشخص شد که او در تمام این مدت درست می‌گفت.

we were curious about what had transpired at the party.

ما کنجکاو بودیم که در مهمانی چه اتفاقی افتاده است.

what transpired next was a complete surprise.

آنچه بعداً اتفاق افتاد یک غافلگیری کامل بود.

it transpired that she had been planning this for months.

مشخص شد که او ماه‌ها بود که این را برنامه‌ریزی می‌کرد.

he didn't reveal what had transpired between them.

او فاش نکرد که بین آنها چه اتفاقی افتاده است.

after everything that transpired, they remained friends.

بعد از همه اتفاقاتی که افتاد، آنها دوست باقی ماندند.

what transpired in the courtroom shocked everyone.

آنچه در دادگاه اتفاق افتاد همه را شوکه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید