transponders

[ایالات متحده]/trænˈspɒndəz/
[بریتانیا]/trænˈspɑndərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که سیگنال‌ها را دریافت و ارسال می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

gps transponders

گیرنده‌های ماهواره‌ای GPS

active transponders

گیرنده‌های فعال

passive transponders

گیرنده‌های غیرفعال

satellite transponders

گیرنده‌های ماهواره‌ای

transponders network

شبکه گیرنده‌ها

transponders technology

فناوری گیرنده‌ها

transponders system

سیستم گیرنده‌ها

radio transponders

گیرنده‌های رادیویی

transponders signal

سیگنال گیرنده‌ها

transponders data

اطلاعات گیرنده‌ها

جملات نمونه

transponders are essential for satellite communication.

فرستنده‌ها برای ارتباطات ماهواره‌ای ضروری هستند.

many aircraft are equipped with advanced transponders.

بسیاری از هواپیماها به فرستنده‌های پیشرفته مجهز هستند.

transponders help in tracking the location of vehicles.

فرستنده‌ها به ردیابی موقعیت وسایل نقلیه کمک می‌کنند.

we need to install new transponders for better signal quality.

ما باید فرستنده‌های جدید برای کیفیت بهتر سیگنال نصب کنیم.

transponders can enhance the efficiency of communication networks.

فرستنده‌ها می‌توانند کارایی شبکه‌های ارتباطی را افزایش دهند.

the use of transponders is common in modern transportation systems.

استفاده از فرستنده‌ها در سیستم‌های حمل و نقل مدرن رایج است.

technicians are trained to maintain and repair transponders.

تکنسین‌ها برای نگهداری و تعمیر فرستنده‌ها آموزش می‌بینند.

transponders play a crucial role in air traffic control.

فرستنده‌ها نقش مهمی در کنترل ترافیک هوایی ایفا می‌کنند.

some transponders can operate in extreme weather conditions.

برخی از فرستنده‌ها می‌توانند در شرایط آب و هوایی شدید کار کنند.

the development of smaller transponders has revolutionized technology.

توسعه فرستنده‌های کوچکتر فناوری را متحول کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید