traversals

[ایالات متحده]/trəˈvɜːsəl/
[بریتانیا]/trəˈvɜrsəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل عبور یا حرکت کردن؛ شیئی که عبور می‌کند یا عبور می‌شود؛ حرکت رفت و برگشت در جهت جانبی

عبارات و ترکیب‌ها

depth traversal

جستجوی عمقی

breadth traversal

جستجوی سطحی

in-order traversal

جستجوی مرتب‌شده

pre-order traversal

جستجوی پیش‌ترتیب

post-order traversal

جستجوی پس‌ترتیب

level traversal

جستجوی سطح

tree traversal

جستجوی درخت

graph traversal

جستجوی گراف

traversal order

ترتیب جستجو

traversal method

روش جستجو

جملات نمونه

the algorithm performs a depth-first traversal of the tree.

الگوریتم یک پیمایش اول سطح از درخت انجام می‌دهد.

traversal of the network was necessary to identify the bottlenecks.

برای شناسایی گلوگاه‌ها، پیمایش شبکه ضروری بود.

we need to optimize the traversal of the data structure.

ما باید پیمایش ساختار داده را بهینه کنیم.

the traversal of the graph can be done using various methods.

می‌توان پیمایش گراف را با استفاده از روش‌های مختلف انجام داد.

inorder traversal yields the nodes in a sorted order.

پیمایش مرتب (inorder) گره‌ها را به ترتیب مرتب شده می‌دهد.

traversal techniques are essential for data processing.

تکنیک‌های پیمایش برای پردازش داده‌ها ضروری هستند.

we implemented a traversal function for the linked list.

ما یک تابع پیمایش برای لیست پیوندی پیاده‌سازی کردیم.

understanding tree traversal is crucial for algorithm design.

درک پیمایش درخت برای طراحی الگوریتم بسیار مهم است.

the traversal path can be visualized for better understanding.

می‌توان مسیر پیمایش را برای درک بهتر تجسم کرد.

efficient traversal can significantly improve performance.

پیمایش کارآمد می‌تواند به طور قابل توجهی عملکرد را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید