traves

[ایالات متحده]/ˈtreɪv/
[بریتانیا]/ˈtreɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شبکه یا چارچوب سقف؛ تیرک افقی یا چوب افقی

عبارات و ترکیب‌ها

travel plans

برنامه‌های سفر

travel guide

راهنمای سفر

travel expenses

هزینه های سفر

travel agency

آژانس مسافرتی

travel insurance

بیمه مسافرتی

travel tips

نکات سفر

travel itinerary

برنامه سفر

travel restrictions

محدودیت‌های سفر

travel destination

مقصد سفر

travel companion

همراه سفر

جملات نمونه

travel broadens the mind.

سفر ذهن را باز می‌کند.

she loves to travel to new countries.

او عاشق سفر به کشورهای جدید است.

they plan to travel around europe next summer.

آنها قصد دارند تابستان آینده در اطراف اروپا سفر کنند.

traveling can be a great way to relax.

سفر می‌تواند راهی عالی برای آرامش باشد.

he often travels for business.

او اغلب برای اهداف تجاری سفر می‌کند.

traveling alone can be a rewarding experience.

سفر به تنهایی می‌تواند یک تجربه ارزشمند باشد.

she wants to travel the world one day.

او روزی می‌خواهد جهان را سفر کند.

traveling helps you learn about different cultures.

سفر به شما کمک می‌کند تا در مورد فرهنگ‌های مختلف یاد بگیرید.

he enjoys travel photography.

او از عکاسی سفر لذت می‌برد.

travel agents can help you plan your trip.

عاملان مسافرتی می‌توانند به شما در برنامه ریزی سفرتان کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید