trayfuls

[ایالات متحده]/ˈtreɪfʊlz/
[بریتانیا]/ˈtreɪfəlz/

ترجمه

n. مقداریکه یک سینی را پر می کند

عبارات و ترکیب‌ها

trayfuls of food

سینی‌های پر از غذا

trayfuls of snacks

سینی‌های پر از میان‌وعده‌ها

trayfuls of drinks

سینی‌های پر از نوشیدنی‌ها

trayfuls of cookies

سینی‌های پر از بیسکویت

trayfuls of fruit

سینی‌های پر از میوه

trayfuls of pastries

سینی‌های پر از شیرینی

trayfuls of desserts

سینی‌های پر از دسر

trayfuls of appetizers

سینی‌های پر از پیش‌غذا

trayfuls of vegetables

سینی‌های پر از سبزیجات

trayfuls of meat

سینی‌های پر از گوشت

جملات نمونه

she served trayfuls of snacks at the party.

او سینی‌هایی پر از میان وعده را در مهمانی سرو کرد.

they brought trayfuls of desserts to celebrate.

آنها سینی‌هایی پر از دسرهای جشن را برای جشن آوردند.

the waiter delivered trayfuls of drinks to the guests.

خدمتکار سینی‌هایی پر از نوشیدنی را به مهمانان تحویل داد.

we prepared trayfuls of sandwiches for the picnic.

ما سینی‌هایی پر از ساندویچ برای پیک نیک آماده کردیم.

she arranged trayfuls of fruit for the brunch.

او سینی‌هایی پر از میوه را برای صبحانه آماده کرد.

he was excited to see trayfuls of cookies at the bake sale.

او از دیدن سینی‌هایی پر از بیسکویت در حراجی شیرینی پزی هیجان زده بود.

they filled trayfuls of appetizers for the guests.

آنها سینی‌هایی پر از پیش غذا برای مهمانان پر کردند.

at the buffet, there were trayfuls of various dishes.

در بوفه، سینی‌هایی از انواع غذا وجود داشت.

she baked trayfuls of muffins for the school event.

او سینی‌هایی پر از مافین را برای رویداد مدرسه پخت.

he enjoyed helping to carry trayfuls of food to the table.

او از کمک به حمل سینی‌هایی پر از غذا به میز لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید