treeing

[ایالات متحده]/ˈtriːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtriːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تعقیب یک حیوان درخت‌نشین
v. شکل حال استمراری درخت

عبارات و ترکیب‌ها

treeing dogs

گربه‌برداری سگ‌ها

treeing raccoons

گربه‌برداری خرگوش‌ها

treeing coons

گربه‌برداری خرگوش‌ها

treeing squirrels

گربه‌برداری سنجاب‌ها

treeing cats

گربه‌برداری گربه‌ها

treeing bears

گربه‌برداری خرس‌ها

treeing method

روش گربه‌برداری

treeing training

آموزش گربه‌برداری

treeing season

فصل گربه‌برداری

treeing competition

مسابقه گربه‌برداری

جملات نمونه

treeing a raccoon requires patience and skill.

درخت‌کاری یک خرس‌رنگ نیاز به صبر و مهارت دارد.

the dog is treeing the squirrel in the backyard.

سگ در حال درخت‌کاری سنجاب در حیاط پشتی است.

he enjoys treeing with his hunting dogs on weekends.

او از درخت‌کاری با سگ‌های شکارش در آخر هفته‌ها لذت می‌برد.

treeing is a common practice among coon hunters.

درخت‌کاری یک روش معمول در بین شکارچیان خرس‌رنگ است.

they spent the afternoon treeing in the forest.

آنها بعد از ظهر را در حال درخت‌کاری در جنگل گذراندند.

treeing requires understanding the animal's behavior.

درخت‌کاری نیاز به درک رفتار حیوان دارد.

the trainer specializes in treeing techniques for dogs.

مربی در تکنیک‌های درخت‌کاری برای سگ‌ها تخصص دارد.

she watched as her dog expertly began treeing.

او با دقت تماشا کرد که سگش شروع به درخت‌کاری کرد.

treeing can be a thrilling experience for hunters.

درخت‌کاری می‌تواند یک تجربه هیجان‌انگیز برای شکارچیان باشد.

learning the art of treeing takes time and experience.

یادگیری هنر درخت‌کاری زمان و تجربه می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید