trenched

[ایالات متحده]/trɛnʧt/
[بریتانیا]/trɛnʧt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن خندق یا خندق‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

trenched position

موقعیت مستحکم

trenched interests

منافع مستحکم

trenched attitudes

نگرش‌های مستحکم

trenched defenses

دفاع‌های مستحکم

trenched lines

خطوط مستحکم

trenched beliefs

باورهای مستحکم

trenched ideas

ایده‌های مستحکم

trenched policies

خط‌مشی‌های مستحکم

trenched systems

سیستم‌های مستحکم

trenched practices

روش‌های مستحکم

جملات نمونه

the soldiers were trenched in the muddy battlefield.

سربازان در جبهه خاکی فرو رفته بودند.

the workers trenched the area to lay down new pipes.

کارگران برای نصب لوله های جدید، منطقه را حفر کردند.

they trenched around the foundation to prevent water damage.

آنها برای جلوگیری از آسیب آب، در اطراف فونداسیون حفر کردند.

the team trenched the land for the new construction project.

تیم زمین را برای پروژه ساخت و ساز جدید حفر کرد.

during the storm, the river trenched its banks.

طی طوفان، رودخانه حاشیه های خود را فرورفت.

they found ancient artifacts in the trenched area.

آنها مصنوعات باستانی را در منطقه حفر شده پیدا کردند.

the trench was dug deep to ensure stability.

برای اطمینان از استحکام، سنگر عمیق حفر شد.

after the rain, the road was trenched with deep ruts.

بعد از باران، جاده با گودال های عمیق فرورفته بود.

the company trenched the land to install new cables.

شرکت زمین را برای نصب کابل های جدید حفر کرد.

he was trenched in work and couldn't take a break.

او در کار غرق شده بود و نمی توانست استراحت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید