trepanned

[ایالات متحده]/trɪˈpænd/
[بریتانیا]/trɪˈpænd/

ترجمه

v. فریب دادن یا به دام انداختن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

trepanned skull

جمجمه سوراخکاری شده

trepanned patient

بیمار سوراخکاری شده

trepanned individual

فرد سوراخکاری شده

trepanned area

منطقه سوراخکاری شده

trepanned brain

مغز سوراخکاری شده

trepanned procedure

روش سوراخکاری

trepanned history

تاریخچه سوراخکاری

trepanned technique

تکنیک سوراخکاری

trepanned evidence

گواهی سوراخکاری

trepanned artifact

شیء سوراخکاری شده

جملات نمونه

the surgeon trepanned the skull to relieve pressure.

جراح جمجمه را برای کاهش فشار سوراخ کرد.

after the accident, he was trepanned to treat his head injury.

پس از حادثه، او برای درمان آسیب سرش سوراخ شد.

in ancient times, people believed that trepanned skulls could cure illnesses.

در زمان‌های قدیم، مردم معتقد بودند که سوراخ کردن جمجمه می‌تواند بیماری‌ها را درمان کند.

the medical team decided to trepan the patient in an emergency.

تیم پزشکی تصمیم گرفت در یک شرایط اورژانسی بیمار را سوراخ کند.

he showed signs of improvement after being trepanned.

او پس از سوراخ شدن علائم بهبود را نشان داد.

researchers studied the effects of trepanned skulls in archaeology.

محققان اثرات جمجمه‌های سوراخ شده را در باستان‌شناسی مطالعه کردند.

the historical records mention individuals who were trepanned.

سوابق تاریخی افرادی را که سوراخ شده بودند ذکر می‌کنند.

he was fascinated by the ancient practice of trepanning.

او مجذوب این عمل باستانی سوراخ کردن بود.

doctors learned that trepanning could be a lifesaving procedure.

پزشکان متوجه شدند که سوراخ کردن می‌تواند یک روش نجات‌بخش باشد.

she read about the trepanned patients in a medical journal.

او در مورد بیماران سوراخ شده در یک مجله پزشکی خواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید